English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
پنج شنبه ٠٦ تير ١٣٩٨
گزارشي از سمينار بزرگداشت پروفسور عبدالجواد فلاطوري در آكادمي علوم اسلامي هامبورگ
گزارشي از سمينار بزرگداشت پروفسور عبدالجواد فلاطوري در آكادمي علوم اسلامي هامبورگ تاریخ ثبت : 1382/03/11
طبقه بندي : ,,
عنوان : گزارشي از سمينار بزرگداشت پروفسور عبدالجواد فلاطوري در آكادمي علوم اسلامي هامبورگ
نويسنده : <#f:1014/>
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران - آلمان
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : <#f:1067/>
متن : <#f:1066/>
:

" نكته اي كه در ابتداي مطالعه اين متن تذكرآن ضروري است آن است كه ، مجري سمينار نقل مطلب آن و يا اقتباس از آنها و نشر در ساير نشريات را اكيداً ممنوع اعلام كرد ، كه با توجه به موقعيت كنوني مسلمانان در آلمان و زير ذره بين بودن آنان پر بيراه نمي باشد . "

دومين كنفرانس بزرگداشت پروفسور عبدالجواد فلاطوري ، استاد شهير كرسي اسلام شناسي دانشگاه هاي آلمان در 28 دي ماه سال جاري ، از سوي آكادمي اسلامي آلمان در مركز اسلامي هامبورگ برگزار گرديد .
در اين كنفرانس كه قريب به صد نفر از فرهيختگان علمي و دانشگاهي ايراني و آلماني در آن شركت كرده بودند ، درباره ديدگاه هاي مرحوم پروفسور فلاطوري و نيز لزوم انجام ديالوگ ميان اديان و فرهنگ هاي مختلف سخن به ميان آمد .
سخنرانان اين كنفرانس عبارت بودند از آقايان : نوربخش ، علي رهبر ، دكتر كاليش ، پروفسور يوزف فان اس و دكتر مراد ويلفريد هوفمان .
در ابتداي جلسه آقاي نور بخش رئيس آكادمي اسلامي آلمان طي سخناني از حضور مدعوين در دومين سمينار بزرگداشت مرحوم پروفسور فلاطوري تشكر كرد و با قدرداني از خدمات پروفسور فلاطوري ، از قول ايشان يهوديت را دين آزادگي ، مسيحيت را دين عشق و اسلام را دين صلح معرفي نمود . ايشان ضمن قرائت شعر سعدي مبني بر اينكه بني آدم اعضاي يكديگرند آنرا با آيه مندرج در انجيل متي كه مي گويد : نفرت را با نفرت پاسخ نگوئيد ، مقايسه كرد و اعلام داشت كه متأسفانه در طول تاريخ از دين سوء استفاده ابزاري شده و بردباري اديان ناديده گرفته شده است . ايشان افزود : " پروفسور فلاطوري مي نويسد ، مسئله بردباري در تاريخ همواره با خشونت همگام به پيش آمده و متأسفانه خشونت بعضاً به نام دين انجام شده است . " آقاي نوربخش  بردباري را از قول مرحوم پروفسور فلاطوري مترادف تعقيب نكردن ديگر انديشان دانستند . ايشان ادامه دادند ، اما خشونت و زورگوئي تنها به نام دين در طول تاريخ بوقوع نپيوسته است ، بنابراين نمي توان صرفاً دين را در ايجاد خشونت مقصر قلمداد كرد ، فاشيسم و كاپيتاليسم مظاهر ديگر خشونت هستند ، كه ارتباطي با دين ندارند ، بلكه بواسطه دور شدن انسان از دين و خدا پديد آمده اند . آقاي نوربخش افزود : ديالوگ ، بيشتر از آنكه به معناي گفتن باشد ، به معناي شنيدن است و آكادمي اسلامي با توجه به سابقه كوتاهش بر آنست كه تصورات منفي از اديان را برطرف كند و افراد را به همكاري فرهنگي و اجتماعي فرا خواند .
سپس آقاي علي رهبر سخن گفت ، وي گفت : آقاي پروفسور فلاطوري در سال 1954 به بن آمد ، تا با توجه به مطالعاتي كه در زمينه عرفان اسلامي داشت ، روحي معنوي به اروپا بدهد . به نظر مرحوم فلاطوري اسلام دين رحمت بود  آقاي رهبر در ادامه افزود، اينكه عرفاي كليه فرق شيعه و سني در سر سلسله خود به امام علي‌( ع ) ختم مي شوند ، خود مي تواند منشأ وحدت و ايجاد ديالوگ داخل مذهبي ميان مسلمانان باشد و ديالوگ نه تنها ميان پيروان اديان مختلف بايد انجام شود ، بلكه در بين پيروان فرقه هاي مختلف در يك دين نيز مي تواند نتايج مثمر ثمري داشته باشد .
نامبرده در ادامه افزود : پروفسور فلاطوري برآن بود كه تصورات غلطي را كه از اسلام در اذهان غربي ها جاي گرفته اصلاح كند و دامنه تفاهم ميان صاحبان اديان يهود ، مسيحيت و اسلام را از مقوله هاي فرهنگي به مقوله هاي سياسي نيز بكشاند . وي از خود يك يادگار با ارزش را كه عبارت از كتابخانه اي شيعي باشد ، بجاي گذاشت .
در اين سمينار آقاي پروفسور " اودو تروشكا " ، استاد دين شناسي دانشگاه ينا در آلمان كه همكاري نزديكي با مرحوم پروفسور فلاطوري در اجراي طرح " اسلام در كتاب هاي درسي آلمان " داشته ، جزء مدعوين سخنراني بودند كه متأسفانه نتوانستند در سمينار حضور يابد ولي يكي از شاگردان ايشان مقاله وي را قرائت كرد ، كه به اختصار نقل مي‌شود :
موضوع مقاله پروفسور تروشكا عبارت بود از : " اسلام در كتاب هاي درسي آلمان . طرح تدريس اسلام در مدارس آلماني كه در شهر كلن پيشنهاد و به مرحله اجرا درآمده و پيامدهاي آن . "
نامبرده در مقدمه مقاله خود آورده است كه اديان در جهان خود را به حركت درآورده‌اند و بر يكديگر تأثير گذار شده‌اند . آنها مرزبندي هايشان را از يكديگر جدا مي كنند و مباني خود را تقويت مي نمايند .
پس از برگزاري پارلمان جهاني اديان در سال 1893 در شيكاگو ، بسياري از اديان در محيطي كه برايشان ناشناخته بود قدم گذاشتند . هندوئيسم در غرب ؛ ابتدا در آمريكا و سپس در اروپا گسترش يافت . بوديسم خود را نزد ما بعنوان جريان ديني گسترش داد و اسلام شروع به مطرح كردن خود به عنوان يكي از اديان بزرگ در اروپاي قديم نمود . و در اين وضعيت به عنوان يك سئوال علمي ديني ما از آنها پاسخي براي اين سئوال مي‌خواهيم : " آيا همه به يك خدا ايمان دارند ؟ "
آقاي تروشكا سپس با بيان نظرات مخالف و موافق با اين عقيده كه آيا همه اديان و حتي مكاتبي نظير بوديسم ،‌ هندوئيسم درباره خدا يا خدايان و يا قديسان يكسان مي انديشند ، مي گويد : شناختي مقدماتي از يكديگر لازم است تا در اين مورد دچار سوء تفاهم نشويم و مي افزايد : يك دين شناس كه به حدود خود آشناست ، نمي‌تواند به اين سئوال پاسخ گويد كه آيا اساساً يك يا چند خدا يا موجود مقدس وجود دارند يا خير ، و اصولاً در اين مقولات وارد بحث نمي شود . اما بهرحال ادياني كه بر اين عقيده نيستند كه تنها آنها وجود دارند - حق هستند - ، دعوت شده اند كه روابط خود را با ساير اديان تنظيم كنند .
مسائلي كه در اين ميان قابل بررسي هستند ، عبارتند از اينكه آيا دين باعث ايجاد ناامني و لطمه به جامعه نمي‌شود ؟ كما اينكه برخي بر اين عقيده اند . ديگر اينكه مطابق مصاحبه هاي جديد به عمل آمده ، جوانان معتقد به اديان مختلف از يك خدا صحبت مي‌كنند وليكن با نام هاي مختلف .
كلاوس پتر يورنس دين شناس آلماتي در يك بررسي عميق در زندگي انسان هاي امروز به اين نتيجه رسيد كه خداپرستان بواسطه ايمان به خدا شخصيت خود را شكل داده اند ، و اگر تلقي آنها از خدا متفاوت باشد . بهر حال در اعتقاد به خدا مشتركند . اديان به شرايط فرهنگي وابسته اند و اعتقاد آنها به يك خدا يا بيشتر ، در مرحله ثانوي قرار دارد .
آقاي تروشكا سپس  به ذكر اين مطلب مي پردازد كه محافلي جواني وجود دارند كه در تلقي خود از خدا به سلسله خدايان مذكر و مونث معتقدند . ايشان مي افزايند ، در تلقي جديد ملحدانه مطرح مي شود كه ما با تجسم مردانه و زنانه خدايان مي يابيم كه تمام خدايان مرد جنبه هاي مختلف يك خداي مذكر و تمام خدايان مونث نيز جنبه هاي مختلف يك خداي زن هستند و اين دو نيز در يك وجود خدايي با هم آشتي كرده اند .
آقاي تروشكا سپس با بيان برداشت هايي كه از اديان مختلف درباره خدا بدست آورده و بيان اين مطلب كه خانم مارجري ليچ در تحقيقات خود راجع به اين موضوع در سراسر جهان 20 هزار نام از خدا را بيان مي كند ، نتيجه مي گيرند كه اولاً تلقي ها از خدا يكسان نيست و ثانياً همه به خدائي واحد اعتقاد ندارند .
مشاراليه با بيان اين نكته كه در تمام اديان تصوف وجود دارد ، آنها را در ساختار سهم خدائي انسان مشترك مي‌داند ، و مي گويد در ميان تمام متصوفه افرادي هستند كه وحدت خدا را تجربه كرده اند . وي سپس با بيان اين نكته كه راما كريشنا قديس هنود (1886 - 1836 ) كه خود از خانواده اي با عقيده راسخ به " وايش ناوا " برخاسته بود و به بالاترين برهمائيان دست يافته بود مي گويد : " تمام ادياني كه من امتحان كردم - هندوئيسم ، اسلام ، مسيحيت و حتي فرق مختلف طريقت هاي هندو - ، اين را يافتم كه خدائي واحد وجود دارد ، كه تلاش هاي تمام فرقه ها بسوي اوست ، همانند آب كه يك حقيقيت است ، اما در زبان هاي مختلف ،‌ متفاوت خوانده مي شود .
در خاتمه آقاي تروشكا عدم تطابق مفاهيم اصلي در ميان اديان ، اسلام و مسيحيت را بعنوان مثالي بارز در اين ارتباط عنوان مي كند . الهيات پروتستان با اسلام در مورد مسئله خدا بدون شك كاملاً متفاوت است . گرچه قرآن براين معنا تكيه مي كند كه ا… و خداي مسيحيت و يهوديت يكي هستند ، اما براي " كارل بارث " ا… يك بت همانند ساير بت هاست و متفكران پيشين ديالوگ ميان مسيحيت و اسلام را پشت سر خويش باقي گذاشته‌اند . تروشكا مي افزايد در شرايط جزمي كليسا ، از دومين اجتماع كشيشان واتيكان كه در نوامبر 1964 برگزار شد ، تصويب گرديد كه : " خدا در بر مي گيرد ، كساني را كه به خالقي قائلند ، در ميان آنان بويژه مسلمانان ، كه … با ما يك خدا را پرستش مي كنند . " ( مسلمانان نيز خداپرستند ) . قطعنامه نهائي اولين ملاقات براي گفتگو شوراي يگانگي مسيحيان كليسا با حضور نمايندگان مسلمانان در " كارتيگني " در سال 1969  شامل اين جمله است : " يهوديت ، مسيحيت و اسلام تنها از لحاظ تاريخي به يكديگر تعلق ندارند ، آنها از خداي واحدي نيز سخن مي گويند . "
تروشكا در پايان سخنان خود مي گويد ، هنگامي كه ساليان سال پيش دخترم از من پرسيد كه آيا خداي من با خداي دوست بسيار ارجمندم پروفسور فلاطوري كه در سال 1996 فوت كرد ، يكي است يا نه ، پاسخ من بسيار روشن بود : " آري " ، بدون هيچ محدوديتي , اما اين صرفاً يك جواب مذهبي بود نه جوابي دين شناسانه .
سپس مقاله آقاي دكتر مراد هوفمان تحت عنوان اينكه : " آيا اديان بايد به سوي نزاع رهبري شوند ؟ نگرشي انتقادي به دكترين ساموئل هانينگتون " قرائت شد ، كه به ترجمه قسمت آغازين آن مي پردازيم :
1- اين مفهوم اصلي كه از 11 سپتامبر " همه چيز بايد به گونه اي ديگر شود " ( برداشت ساموئل هانينگتون از شرايط موجود ) كمي نادرست است . اما يك چيز وآنهم براي مدتي طويل تغيير يافته و آن ارزيابي اسلام است . آيا قبلاً اين آمادگي وجود داشت كه اسلام بعنوان يكي از سه دين بزرگ توحيدي ابراهيمي درك شود ؟ اين گرايش از 11 سپتامبر بوجود آمد كه اسلام ديني آماده خشونت نيست ، بلكه اين ايدئولوژي كه اسلاميسم خوانده شده ، دعوت كننده به خشونت است .
مسلمانان اغلب اين را نمي توانند درك كنند ، زيرا براي آنان اسلام بوضوح دين صلح است ، و مفهوم اسلام از لغتي عربي مشتق شده كه معناي صلح و تسليم دارد . آنها اكثراً توجه نمي كنند ، كه يك چنين موهوم پرستي‌هاي زباني ساده لوحانه - كه نزد غربي ها وجود دارد - چگونه اند . همچنين وقتي لغت السلامه و مشتقات آن در وحي قرآني مدخليت مي يابند ، نمي توان از بايستن به بودن ختم كرد ( رسيد ) . اينكه آيا اسلام مي‌خواهد و مي تواند صلح را به ارمغان بياورد ، موضوع بحث نيست . آنچه مورد گفتگوست اين است كه آيا اسلام امروزه اين را انجام مي دهد ؟
2- هنگامي كه با چنين روش دور از واقعيتي از ارتباط يك دين با جنگ و صلح برخورد مي شود ، نبايد شخص در مورد آن خويش را فريب دهد ، كه ما خود را در اين خصوص در موضعي بسيار نامطمئن مي يابيم . برخي از مورخان به شكل جزمي معتقدند كه اديان با جنگ و صلح ، بطور اساسي و در اصل هيچ كاري ندارند . آنان برآنند كه تمامي مناقشات بشري علل بشري دارند : سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و در صورت لزوم با لباس مذهبي يعني مشروعيت يافتن .
در عمل تاريخ جهان مملو است از حكمرانان متظاهر ، كه از دين صرفاً براي سياست قدرت خويش استفاده ابزاري كرده اند . اين چنين بوده در " امپراطوري مقدس روم ملت آلمان " ، و نيز در خصوص فرديناند و ايزابلاي كاتوليك در اسپانيا و نيز در جنگ هاي ناميون صليبي با شعار : " خدا چنين مي خواهد " . و اينچنين است در سوي مسلمانان . آنجا از " حكومت هاي اسلامي " سخن به ميان مي آيد ، گرچه يك چنين جيزي اصلاً نمي‌تواند وجود داشته باشد . ترك ها به وين نرسيدند تا مردم هابسبورگ را مسلمان كنند ، بلكه آمدند تا قلمرو پادشاه عثماني را وسعت بخشند . قرآن در مورد پديده ريا بسيار سخن گفته است .
نتيجه آنكه طبيعتاً صلح و رفتار مناسب در بسياري از موارد تنها مشروط به دين نيستند ، بلكه در علايق انساني ريشه دارند . همانگونه كه " دزدي اخلاقي " وجود دارد ، بحمدا… يك چنين اخلاقيات آتئيستي ، انسانگرايانه اي نيز وجود دارد . اگر چنين نبود - مردمي كه صرفاً به لحاظ مذهبي اعمال خوب انجام مي دهند - دنياي غير مسيحي مدت ها بود كه غير قابل سكونت شده بود .
3- اما خشونت هم در جهت مقابل آنچه كه وصف شد و محققان فرهنگ انسان شناسي ، روانشناسان اجتماعي ، مورخان مذهب و جامعه شناسان مدعي آن هستند ، كه مذاهب نه تنها نقش بلكه نقشي تعيين كننده در جنگ و صلح بازي مي كنند ، براي اين دكترين نيز چيزهائي حكايت مي كنند كه بويژه به ضرر اديان توحيدي نظير اسلام است .
در واقع با كمي حق دادن ادعا مي شود ، كه اساساً فرهنگ هاي چندگانه پرست صلح آميزتر با هم كنار مي‌آيند، زيرا در ميان آنان هر قبيله اي خداي خود را دارد ، بدون اينكه مأموريتي داشته باشد كه قلمرو نفوذ خداي خود را گسترش دهد . البته آنجا هم جنگ و اشغال بوقوع مي پيوندد . در اين صورت خداي قبيله مغلوب در جهان خدايان غالب ممزوج مي شود ، و كم كم سلسله مراتب خدايان بوجود مي آيد ، آنگونه كه در مكه ي پيش از اسلام بود .
به هر حال اين مهم است ، كه خداگرائي قبيله اي كه مي توان بني اسرائيل را از آنها به شمار آورد از اين گروهند، هيچگونه مأموريت تبليغي ندارد ، بلكه بالعكس تأثير مي كنند ، يعني مرزهاي قومي را به دور خود مي كشند . حتي امروزه اسرائيل براي اين موضوع سرمشق است . انسان يهودي نمي شود ، بلكه موجب خاستگاهش ، خودش بعنوان آتئيست ، و نيز بر مبناي يك عمل نژاد پرستانه . به همين جهت يهوديت ، به درصدي كوچك از انسان ها محدود مي شود و بدين ترتيب در سخت ترين مفهوم خود نه توحيدي - يك خداي براي همه - است و نه دين جهاني .
4- ادياني كه در مفهوم غليظ خود توحيدي اند ، با تصورات خود از يك خدا براي همه به صورت اجباري ، دين جهاني و به عبارت ديگر گسترش گرائي را مطرح مي كنند و بالقوه براي بردباري ساختاري ، خطرآفرينند .
اين مطلب در تاريخ مسيحيت به شدت برجسته شده . عيسي بعنوان مصلح يهوديت … مدت كوتاهي پس از مرگش ( دينش ) از سوي پائولوس بعنوان ديني با ديدگاه جهاني تحريف شد و اكنون اين امر بعنوان مطلبي يكي از ضروريات دين مسيحي مطرح مي شود كه : آيا او از جانب خدا بعنوان پسر برگزيده شد ، زيرا خدا اجازه داد ، تا وي انسان بشود و با قرباني شدنش ، تمام گناهان انسان ها را به عهده بگيرد .
كليساي مسيحي با اين تز جزمي از تجسم خدا در مسيح ، گناه ارثي و پيروزي بر روي صليب و نيز تثليث تكامل يافته ، به ادعائي كلي درباره حقيقت و تبليغ آن از طريق كار شديد تبليغاتي رسيد . اكنون با اين مفهوم كه : " خارج از كليسا هيچگونه قداستي وجود ندارد " به پيروان ساير اديان اعلان جنگ مي دهند . در عمل مسيحيان تا قرن 18 تصور مي كردند كه پر اجرترين كاري كه مورد پسند قرباني او ( مسيح ) است ، آن است كه كارفران ( از جمله مسلمانان ) را در صورت لزوم به زور به مسيحيت بكشانند .
بدين علت ، بهر حال براي آن زمان مي توان تعيين كرد كه توحيد مي تواند در ساختار خود منجر به نابردباري و سوق به جنگ شود ( عجب نتيجه گيري شگفتي ، اولاً كه آقاي هوفمان خود از تثليث مسيحي سخن مي رانند، نه توحيد و بعد بجاي محكوم كردن اربابان كليسا كه اين تفكر را در اذهان مسيحيان پرورش داده اند ، توحيد را محكوم مي كنند ) .
5- در اين مفهوم اسلام نيز توحيدي است و ادعاي خويش را بر مبناي واقعه اي غير قابل انكار ، كه عبارت از توحيد است قرار داده . مسلمانان چون مي دانند كه تنها ا… انسان ها را به سوي اسلام رهنمون مي شود ( سوره 10  آيه 100 و سوره 28 ، آيه 56 ) ، بدين ترتيب از وسائلي كه مسيحيان براي تبليغ جهاني استفاده مي كنند ، بهره نمي برند . اگرچه موضوع دعوت به اسلام انجام وظيفه اي است كه انسان ها را از پرستش خدايان متعدد ( شرك ) بسوي دين اسلام و زندگي خداپسندانه بر مبناي قرآن و سنت رهنمون مي شود .

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 361 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • برگزاری هفته فرهنگی ترکمنستان در ایران
    هفته فرهنگی ترکمنستان در ایران (26 خردادماه) به میزبانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت فرهنگ ترکمنستان در تالار وحدت تهران برگزار شد.

  • دیدار ابراهیمی‌ترکمان با رییس سازمان آرسیکا
    ابوذر ابراهیمی‌ترکمان در حاشیه برگزاری مراسم اهدای جوایز برگزیدگان یازدهمین دوره مسابقات بین‌المللی خوشنویسی با خالد ارن، رییس سازمان آرسیکا دیدار کرد.

  • افتتاح همایش بین‌المللی «آینده جهان اسلام در افق ۱۴۱۴ هجری شمسی»
    آیین افتتاحیه همایش بین‌المللی «آینده جهان اسلام در افق ۱۴۱۴ هجری شمسی» (8 اردیبهشت‌ماه) به همت مؤسسه آینده‌پژوهی جهان اسلام در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد.

  • استقبال بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب تهران از غرفه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
    در سومین روز از برگزاری سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، غرفه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با استقبال بازدیدکنندگان مواجه شد.

  • دیدار هیأت وزارت فرهنگ افغانستان با معاون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
    هیأتی از وزارت فرهنگ و اطلاعات افغانستان با عباس خامه‌يار، معاون توسعه روابط فرهنگی بین‌المللی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی دیدار کردند.