English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
پنج شنبه ٠٦ تير ١٣٩٨
بررسي روابط جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ارمنستان طي سال‌هاي 2003-1991
بررسي روابط جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ارمنستان طي سال‌هاي 2003-1991 تاریخ ثبت : 1383/12/08
طبقه بندي : ,,
عنوان : بررسي روابط جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ارمنستان طي سال‌هاي 2003-1991
نويسنده : جواد حيدري
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : فصلنامة تاريخ روابط خارجي ، سال چهارم –شمارة 16 ، پاييز 1382
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : <#f:1067/>
متن : <#f:1066/>
:

تا قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، ارمنستان تنها در برخي از سياست‌هاي داخلي خويش استقلال داشت و طراحي و اجراي سياست خارجي اتحاد جماهير شوروي توسط مسكو صورت مي‌گرفت. در اين زمان به دليل برخي ملاحظه‌هاي سياسي، دولتمردان كرملين از مراودات مردم ارمنستان با ارامنة ايران جلوگيري مي‌كردند؛ به همين دليل روابط اين كشور با ايران در سطح نازلي قرار داشت و تنها به مهاجرت تعدادي از ارامنة ايران به ارمنستان خلاصه مي‌گرديد. بعد از استقلال ارمنستان در تاريخ 21 سپتامبر 1991 به دليل مشكلات به ارث رسيده از دوران حكومت سوسياليستي، جنگ ( قره باغ) با جمهوري آذربايجان، لزوم ارتباط با همسايگان، نيازهاي مختلف اقتصادي و ناتواني داخلي براي تأمين آنها، نگاه دولتمردان ارمني را به خارج معطوف نمود.
قبل از آغاز بحث، اين نكته قابل ذكر است كه اهداف سياست خارجي ارمنستان را بايد در موقعيت ويژة جغرافيايي – سياسي و تاريخ اين كشور جستجو نمود؛ زيرا اين مسئله تأثير بسيار زيادي بر سياست‌هاي داخلي و خارجي ارامنه برجاي گذاشته است. مهم‌ترين هدف اين كشور بعد از كسب استقلال را مي‌توان تضمين بقا و تأمين امنيت ملي بر شمرد. قرار گرفتن ارمنستان در ميان سه قدرت منطقه‌اي يعني ايران، روسيه و تركيه با سياست‌هاي متضاد، تأمين اين هدف را حايز اهميت بسيار نموده است. بنابراين برقراري روابط متقابل با قدرت‌هاي بزرگ منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي براي تأمين امنيت ملي با عنوان « سياست تكميل متقابل» از سوي مقامات ايروان با جديت دنبال مي‌شود تا از تأثير نامناسب رقابت قدرت‌هاي مؤثر دراين كشور كاسته شود. در اين ميان در عرصة روابط ارمنستان با همسايگان خويش، وجود اختلافات تاريخي اين كشور با تركيه و جمهوري آذربايجان از يك طرف و سابقة ديرينة دوستي دو ملت ايراني وارمني از طرف ديگر، روابط با ايران در سياست خارجي ارمنستان از جايگاه ويژه‌اي برخوردار شده است. با اين مقدمه، در چهار مبحث به بررسي روابط جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ارمنستان بعد از فروپاشي شوروي، مي‌پردازيم.
مبحث اول: تاريخ روابط دوجانبه
روابط ايران و ارمنستان از نظر تاريخي يكي از قديمي‌ترين روابط ميان ملت‌ها به شمار مي‌رود. سابقة اين روابط به حدود سه هزار سال پيش بازمي‌گردد. نام ارمنستان براي اولين بار در كتيبة داريوش در بيستون كه مربوط به سال 521 قبل از ميلاد است، ديده مي‌شود. با قدرت گرفتن امپراتوري هخامنشي در ايران، ارمنستان در قلمرو اين امپراتوري قرا گرفت و پس از آن در دوره‌هاي مختلف، زير سلطة ايرانيان بود. در اين ميان، طولاني‌ترين سابقة استقلال ارمنستان به دو سده بعد از استيلاي اعراب بر ايران باز مي‌گردد. در اين دوره ارامنه توانستند در حدود دويست سال، استقلال خويش را تجربه نمايند. با استيلاي امپراطوري عثماني بر آسياي صغير از يك طرف و تسلط صفويه بر فلات ايران از طرف ديگر و تقسيم ارمنستان به دو قسمت در نيمة نخست سدة هفدهم، فصل جديدي در تاريخ ارامنه و روابط ارمنستان و ايران آغاز شد. وجود جنگ‌هاي متعدد بين ايران و عثماني و تشويق شاه عباس به مهاجرت ارامنه به ايران، باعث گرديد تعداد زيادي از ارامنه به سرزمين‌هاي مركزي ايران مهاجرت نمايند و مناسبات نزديك بين ايرانيان و ارامنه برقرار شود. ارامنه در مدت كوتاهي توانستند جايگاه خود را در جامعة ايران به دست آورده و به عنوان افرادي كوشا و كارآمد در بين ايرانيان معروف شوند.
ملت مهمان‌نواز ايران نيز ارامنة مهاجر را در ميان خود پذيرا شدند و با آنان با انصاف و مروت رفتار نمودند و حقوقي برابر با ساير اعضاي جامعه براي آنان قايل شدند. در حالي كه ارامنة ساكن در آسياي صغير زير حاكميت سلاطين عثماني در سده‌هاي هفدهم و هجدهم،‌ دوران سياه و فاجعه‌آميزي را پشت سر مي‌گذاشتند و كوشش آنان براي رهايي از اين وضعيت به دليل ضعف و نداشتن سازمان‌دهي، چيزي جز شكست براي آنان به ارمغان نياورد و سرانجام به كشتار سال‌هاي 1915 تا 1918 ارامنه منجر گرديد.
از همين رو ايرانيان ارمني كه ارزش اين امنيت و رفتار مناسب مردم ايران زمين را به خوبي درك مي‌كردند، همدوش با ساير مردم در جهت اعتلا و آباداني ايرن كوشش كردند و سابقة خوبي از خود به يادگار گذاشتند. همين سابقة تاريخي خوب در روابط بين دو ملت ايراني و ارمني، تأثيرات مثبتي بر مناسبات دو كشور در دوره‌هاي بعدي بر جاي گذاشت.
پس از جنگ جهاني اول و استقلال ارمنستان در سال 1918، روابط ايران و ارمنستان وارد مرحلة نويني شد. در اين زمان ارمنستان از طرف غرب، يعني تركيه، مورد تهديد قرار اشت و در سمت شرق بر سر ناحية «قره باغ» و «زنگه زور» در جنگ با جمهوري آذربايجان بود. مرزهاي شمالي اين كشور نيز به دليل اختلافات ارضي با گرجستان بر سر نواحي « آخالكالاك» و« لوري» متشنج بود. داخل كشور نيز به علت كوشش بلشويك‌ها براي ساقط كردن حكومت مركزي، نابسامان بود. تنها مرز جنوبي ارمنستان با ايران در آرامش به سر مي‌برد. به همين دليل جمهوري ارمنستان اهميت زيادي را براي روابط با ايران قايل بود و انتخاب و اعزام « پرنس هوسپ آرغوتيان» به تهران به عنوان سفير ارمنستان در ايران، اهميت اين امر را نشان مي‌داد.
اما در اين سوي مرز، در ايران، سال‌هاي 1918 تا 1920 دوران بي‌ثباتي بود و ايران در چنان وضعيت سياسي و اقتصادي متشنجي قرار داشت كه حتي قادر نبود اوضاع داخلي خود را سرو سامان بخشد. دولت‌ها يكي پس از ديگري سقوط مي‌كردند و بيشتر نگاه‌ها متوجه مشكلات داخلي بود و كمتر كسي به فكر روابط خارجي واستفاده از اوضاع سياسي پيش ‌آمده در قفقاز بود. با اين حال، ايران در پاييز 1919 هيأتي را به سرپرستي « سيد ضياء الدين طباطبايي» به باكو فرستاد تا زمينة بستن قرارداد دوستي وهمكاري بين ايران و جمهوري‌هاي آذربايجان، ارمنستان و گرجستان را فراهم سازد، ولي به علت سرعت روند تحولات در منطقة قفقاز جنوبي و سقوط جمهوري‌هاي سه گانة قفقاز، نتيجه‌اي از اين سفر به دست نيامد.
در ارمنستان نيز اوضاع نابسامان سياسي و اقتصادي، مانع بزرگي بر سر راه گسترش روابط با ايران بود و تنها قراردادي كه در اين دوران، پيش‌نويس آن توسط دولت ارمنستان تهيه شد و بايد مورد مذاكرة ايران و ارمنستان قرار مي‌گرفت، قرارداد تأسيس خط آهن باطوم- قارص –ايروان –تبريز بود كه به علت سقوط جمهوري ارمنستان، اين مذاكرات هيچ وقت شروع نشد. به طور كلي در اين دو سال، گسترشي در روابط دو كشور به وجود نيامد و پس از سقوط جمهوري ارمنستان در سال 1920، روابط اين كشور با ايران در چارچوب روابط ايران و شوروي قرار گرفت.
مبحث دوم: آغاز روابط دو جانبه پس از استقلال ارمنستان
در تاريخ بيست و پنجم دسامبر 1991 يعني سه ماه بعد از استقلال ارمنستان، جمهوري اسلامي ايران استقلال اين كشور را به رسميت شناخت. ايران با توجه به داشتن مرز مشترك با ارمنستان و به خاطر منافع سياسي و امنيتي ( منافع جغرافيايي و جغرافياي سياسي- نظامي) و با هدف توسعة روابط اقتصادي، سياسي و فرهنگي، درسال 1992 با اين كشور روابط ديپلماتيك برقرار نمود. موقعيت جغرافيايي ارمنستان براي دسترسي به كشورهاي اروپايي، ضرورت ايفاي نقش مؤثر در منطقة قفقاز جنوبي، جنگ قره باغ و محاصرة ارمنستان توسط جمهوري آذربايجان و تركيه، نبود مرز مشترك بين ارمنستان و همكار استراتژيكش روسيه، بي‌ثباتي در گرجستان در سال‌هاي نخستين دهة 90 و برخي عوامل ديگر، باعث گرديد كه از همان آغاز، مناسبات دو كشور توسعه يابد.
براي ارمنستان، داشتن رابطه با ايران از اهميت حياتي برخوردار بود و اين امر سبب شد گسترش اين رابطه در سياست خارجي ارمنستان، اولويت و اهميت زيادي پيدا كند. روابط با تهران براي دولتمردان ارمني ازاين لحاظ اهميت حياتي داشت كه جمهوري ارمنستان با به دست آوردن استقلال، با ايران در يك منطقه قرار مي‌گرفت و همكاري دو كشور، حيات سياسي منطقه مسئلة مهمي بود. اين مسئله بدين معنا بود كه ارمنستان و ايران در برخي مسائل، داراي منافع مشترك استراتژيك بودند. بنابراين سياست‌گزاران ارمني هنگام تدوين سياست خارجي كشور خود، روابط راهبردي با ايران را به طور جدي مدنظر قرار دادند. دشمني تاريخي بين ارامنه و ترك‌ها و ادعاهاي ارضي نسبت به خاك يكديگر و روابط خوب تاريخي ارامنه و ايرانيان، در رواج اين ديدگاه در بين عموم ارامنه و سياست‌گزاران ارمني مؤثر بوده است. اهداف سياسي و اقتصادي ارمنستان را از گسترش روابط با جمهوري اسلامي ايران، مي‌توان در موارد زير خلاصه نمود:
- ايجاد توازن در روابط خارجي با ساير قدرت‌هاي منطقه‌اي و جهاني؛
- همكاري با يك كشور قدرتمند اسلامي،‌ براي خنثي نمودن تبليغات باكو در مذهبي قلمداد نمودن جنگ قره باغ؛
- بهره‌گيري از منابع سرشار انرژي ايران براي پاسخگويي به نيازهاي ارمنستان؛
- بهره‌برداري از راه‌هاي آهن و شوسه، خطوط مواصلاتي و بنادر ايران براي ترانزيت كالا به مقصد ارمنستان با توجه به امنيت راه‌هاي ايران و محاصرة راه‌هاي ارمنستان از سوي تركيه و جمهوري آذربايجان و همچنين سادگي ارتباط، كمي مسافت و پايين بودن هزينه‌هاي حمل و نقل در راه‌هاي ايران؛
- ارتباط با خليج فارس و آب‌هاي آزاد جهان؛
- استفاده از بازار پرجمعيت ايران براي فروش كالاهاي ساخت ارمنستان، با توجه به نزديكي راه‌ها؛
- استفاده از تجربيات توسعه در ايران؛
- وجود جامعة ارمني تبار درايران به عنوان بزرگ‌ترين اقليت و وجود اشتراكات تاريخي، فرهنگي، سنتي و تجانس بافت اجتماعي؛
- پاسخ به درخواست بخشي از مردم ارمنستان كه متولد ايران بوده و خواهان رابطة گسترده‌تر با ايران بوده‌اند.
بنابراين جمهوري اسلامي ايران از لحاظ اقتصادي وسياسي مي‌توانست نقش حياتي براي ارمنستان ايفا نمايد. ايران با توجه به موقعيت ويژة جغرافيايي، ارتباطات پر اهميت جهاني و به عنوان يكي از مهم‌ترين كشورهاي منطقه، از منافع سياسي و امنيتي زيادي در منطقة قفقاز و به ويژه ارمنستان برخوردار بود. از سوي ديگر ايران به دليل ارتباط با سواحل جنوبي درياي خزر و سواحل شمالي خليج فارس و درياي عمان، نه فقط براي كشورهاي هم مرز، بلكه براي مناطق قفقاز، آسياي ميانه، شبه جزيرة هند و جهان عرب نقش يك حلقة رابط را داراست. كشور ايران در سطح جهاني، پل ترانزيت و يكي از مهم‌ترين مناطق استراتژيك جهان به شمار مي‌رود. اين موضوع نه فقط به خاطر موقعيت جغرافيايي حياتي و ذخاير غني طبيعي و انساني ايران، بلكه به خاطر پتانسيل عظيم اقتصادي و نظامي آن نيز هست. همچنين نبود اختلاف ارضي و قومي ميان جمهوري اسلامي ايران و ارمنستان، عامل مهمي در توسعة روابط دو كشور است. پس بدون ترديد، ايران مي‌تواند در حيات سياسي، اقتصادي و نظامي ارمنستان نقش اساسي داشته و به عنوان پنجره‌اي به سوي جهان خارج و عاملي ارزشمند و دائمي براي ثبات آن باشد.
ارمنستان نيز در برنامه‌هاي سياسي و راهبردي جمهوري اسلامي ايران داراي جايگاه ويژه‌ايست. پنهان نيست كه دراثر فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، در قفقاز جنوبي و آسياي مركزي كه با جمهوري اسلامي ايران هم مرز هستند، خلائي به وجود آمد كه به دليل بحران اجتماعي در روسيه، رفته رفته گسترش يافت. بنابراين براي ايران به عنوان يكي از مهم‌ترين بازيگران جغرافياي سياسي در منطقه، تمايل براي پر كردن اين خلاء اجتناب ناپذير بود. ايران، نمي‌توانست نسبت به شكل‌گيري كشورهاي استقلال يافته جديد بي‌تفاوت باشد و علاقمندي‌ خود را كه بر اساس اشتراكات اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است، ابراز نكند.
پس در شرايط فعلي، منافع ملي ايران در تحكيم استقلال ارمنستان و مشاركت درعرصة سياست منطقه‌اي قفقاز تأمين مي‌شود. همكاري‌هاي دو جانبة تهران- ايروان نيز علاوه بر تضمين ثبات داخلي ارمنستان و تقويت آن، در سطح منطقه‌اي نيزمي‌تواند به صورت چند جانبه با كشورهاي مشترك المنافع به ويژه روسيه ( محور شمال – جنوب) دنبال گردد.
مبحث سوم: روابط سياسي
روابط تهران و ايروان در سال 1992 از نقطة صفر آغاز شد؛ زيرا در دورة اتحاد جماهير شوروي، روابط اقتصادي و سياسي ميان دو كشور قطع بود و در عمل، ايران و ارمنستان طي هفتاد سال، تماسي با يكديگر نداشتند. ( ارتباط ميان ايران و كشورهاي قفقاز جنوبي در دوران شوروي، از راه خاك جمهوري آذربايجان صورت مي‌گرفت) روابط دو جانبه بعد از فروپاشي شوروي و استقلال ارمنستان، فراز و نشيب‌هاي فراواني داشته و بيش از همه متأثر از درگيري‌هاي منطقة قره باغ بوده است.
در نخستين ماه‌هاي پس از استقلال ارمنستان، روابط دو كشور با شتاب به نسبت زيادي گسترش يافت، زيرا اين كشور به دليل جنگ قره‌باغ، از سوي آذربايجان و تركيه محاصره شده بود و راه‌هاي گرجستان نيز به دليل بحران‌هاي مختلف قومي و محلي، ناامن بود. پس ارمنستان از يك سو در بن‌بست سرزميني واقع بود و از سوي ديگر به علت شرايط بعد از استقلال و وضعيت نامشخص اقتصادي و سياسي منطقه، در موقعيت نامساعدي قرار داشت. دراين فضا و شرايط، وجود يك كشور قدرتمند در كنار مرزهاي ارمنستان، به مثابه يك روزنة نجات و اميد بود. به همين سبب دولتمردان ارمني از همان آغاز روابط درعرصة سياسي، تمايل شديد خود را براي گسترش مناسبات درتمام زمينه‌ها ابراز نمودند.
در روز هشتم فورية 1992 نخستين سند رسمي تنظيم كنندة اصول روابط و اهدف طرفين، ميان جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ارمنستان، در تهران به امضا رسيد. سفر « لئون ترپطروسيان»، رئيس جمهور وقت ارمنستان، به ايران در تاريخ ششم مه 1992 نقطة عطف روابط دو كشور بود. در اين سفر، ميان « اكبر هاشمي رفسنجاني» رئيس جمهور وقت ايران و لئون ترپطروسيان بيانية مشترك « همكاري، دوستي و حُسن همجواري» كه مهم‌ترين سند اساسي روابط دو كشور است، به امضا رسيد. بدين ترتيب روابط دو جانبه در سطح عالي دولتي برقرار شد. در اين سند آمده است كه « جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ارمنستان دو كشور دوست و همسايه با حقوق برابر، به روابط دو جانبه توسعه خواهند بخشيد. دو كشور با احترام متقابل نسبت به استقلال و تماميت ارضي يكديگر، عدم مداخله در امور داخلي، خودداري از توسل به زور در اختلافات و حل اختلاف نظرات از راه‌هاي مسالمت‌آميز و احترام نسبت به تعهدات بين المللي، درامر توسعة روابط اقدامات لازم را به عمل خواهند آورد». در بيانية مشترك تأكيد شد كه دو كشور مرزهاي مشترك را مرزهاي صلح مي خوانند. همچنين طرفين با در نظر گرفتن وجود امكانات توسعة هر چه بيشتر روابط دو جانبه، در رابطه با تدوين موافقتنامه‌هاي همكاري دراز مدت و استفاده از امكانات و پتانسيل يكديگر به توافق رسيدند.
در راستاي توسعة مناسبات دو جانبه، در آوريل 1992، سفارت جمهوري اسلامي ايران در ايروان گشايش يافت و « بهرام قاسمي » به سمت نخستين كاردار موقت ايران منصوب شد. پس از آن « احمد سبحاني» به مدت دو سال اين سمت را عهده‌دار گرديد. با انتصاب « حميد رضا نيك‌كار اصفهاني » به سمت سفير جمهوري اسلامي ايران در جمهوري ارمنستان، سطح روابط به سطح سفير ارتقا يافت. همچنين در روز بيست و دوم دسامبر 1992 مراسم رسمي گشايش سفارت جمهوري ارمنستان در تهران برگزار شد. « واهان بايبورتيان» از دسامبر همان سال، سمت كاردار موقت ارمنستان را برعهده گرفت و از نوامبر سال 1994 نيز در سمت سفير جمهوري ارمنستان در ايران منصوب شد. همچنين در سال 1992 ميان دو كشور موافقتنامه‌ها و قراردادهايي براي ايجاد زمينة حقوقي مناسبات به امضا رسيدند كه تعداد اين موافقتنامه‌ها و قراردادها تا سال 1998 به بيش از دويست فقره رسيد. ازسوي ديگر، سفر «دكتر حسن حبيبي» معاون اول رياست جمهوري وقت ايران، به ارمنستان در دي 1375 ( اوايل سال 1996 ) كه به امضاي دوازده موافقتنامه و يادداشت تفاهم در زمينه‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي منجر شد، از تحولات مهم در روابط دو كشور محسوب مي‌شود.
از تحولات مهم ديگر در مناسبات سياسي دو كشور، ميانجيگري جمهوري اسلامي ايران بين ارمنستان و جمهوري آذربايجان در ايجاد آتش بس در جنگ قره‌باغ است كه اولين آتش‌بس در اين جنگ به حساب مي‌آيد. امضاي موافقتنامة آتش بس در مه 1992 درتهران با حضور رئيس جمهور وقت ارمنستان، كفيل رياست جمهوري آذربايجان و رئيس جمهور وقت ايران، باعث افزايش نقش منطقه‌اي ايران در قفقاز جنوبي گرديد. اين موضوع كه از ديد بازيگران مهم منطقه‌اي و جهاني پنهان نبود، سبب شد تا كوشش‌هاي زيادي براي شكست اين توافقنامه صورت گيرد كه سرانجام به نقض آتش‌بس توسط طرفين منجر شد.
در سال‌هاي 99- 1997 روابط دو كشور دچار فراز و نشيب‌هايي گرديد كه بيشتر متأثر از تحولات داخلي و سياست خارجي ارمنستان در مسائل منطقه‌اي و بين المللي بود. بايد اذعان نمود كه دراين مقطع زماني كه با به قدرت رسيدن « روبرت كوچاريان» به رياست جمهوري ارمنستان در فورية 1998 /بهمن 1376 همراه بود، ايجاد تغييرات در دولت و خروج تدريجي نيروهاي حكومت سابق از قدرت و نامشخص بودن وضعيت سياسي داخلي و روند تصميم‌گيري در نهادهاي تصميم‌گيرنده،‌ موجب شد كه روابط دو جانبه در بسياري از زمينه‌ها به ويژه روابط سياسي دچار سكون گردد و در پاره‌اي از عرصه‌ها تغييراتي صورت گيرد. اين مشكلات موجب شد كه روابط دو كشور به مدت يك سال و اندي به پايين‌ترين سطح خود در دوران پس از استقلال ارمنستان برسد. سفارت ايران در ارمنستان نيز درطول اين مدت ( 2000-1998 ) به سطح كاردار موقت تنزل يافت.
دراين مدت سطح همكاري‌هاي اقتصادي دو كشور نيز كاهش يافت كه شاخص مهم آن در تنزل حجم روابط تجاري نمايان شد. همان‌طور كه در بالا اشاره شد، علت اين روند نزولي در روابط دوجانبه، به اختلافات دو كشور درعرصه‌هاي مسائل منطقه‌اي، تغيير و تحولات در صحنة داخلي ارمنستان و ظهور گرايش‌هاي متضاد در ارتباط با توسعة مناسبات با ايران، گسترش مناسبات ارمنستان با رژيم صهيونيستي، بدون توجه به ملاحظات ايران و ناديده‌ گرفتن تدريجي نقش و جايگاه جمهوري اسلامي ايران درمسائل منطقه‌اي، مربوط مي‌‌شد.
اما با رفع برخي سوء تفاهم‌ها بين مقامات دو كشور، و همزمان با تعيين « گفام غريبجانيان» به عنوان سفير ارمنستان در تهران و انتخاب « محمد كليني» به عنوان سفير ايران در تفليس، بار ديگر مناسبات دو جانبه ارتقاء پيدا كرد و اين موضوع در افزايش رفت و آمدهاي ديپلماتيك و گسترش رو به رشد مناسبات سياسي، اقتصادي و فرهنگي دو كشور تبلور يافت. به عنوان مثال در سال‌هاي 2001- 2000 ( 80- 1379) هيأت‌هاي زيادي در زمينه‌هاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي، علمي و دفاعي، بين دو كشور رفت و آمد نمودند كه مهم‌ترين آن،‌ سفر « روبرت كوچاريان» رئيس جمهور ارمنستان، به تهران در 25 دسامبر 2001/ 4 دي1380 بود كه به امضاي ده يادداشت تفاهم اقتصادي و فرهنگي در زمينه‌هاي احداث « تونل كاجاران»، احداث نيروگاه بر روي رود ارس و تبادل و ترانزيت برق، انتقال و ترانزيت گاز به ارمنستان،‌ همكاري زيست محيطي، همكاري در زمينة كاهش خطر پذيري ناشي از زلزله، استاندارد،‌ ورزش، علوم، آموزش وتحقيقات با هدف شناسايي و ارزشيابي متقابل مدارك مربوط به مؤسسه‌هاي آموزش عالي و مدارج علمي دو كشور، ميراث فرهنگي و يك موافقتنامة دو جانبه در مورد كمك متقابل براي اجراي صحيح قانون گمركي به منظور جلوگيري، تحقيق و مبارزه با تخلفات گمركي انجاميد.
همچنين در پايان سفر رسمي رئيس جمهور ارمنستان به تهران، يك بيانية سياسي در زمينة همكاري‌هاي دو جانبه، منطقه‌اي و بين المللي منتشر شد كه اهميت زيادي داشت. از نكات مهم اين بيانيه، تأكيد دو كشور بر همكاري راهبردي در زمينه‌هاي مختلف به ويژه انرژي و حمل و نقل ومحور جنوب- شمال بود. اشارة رؤساي جمهوري دو كشور بر اهميت نقش دو كشور در ترتيبات امنيتي منطقه و حل و فصل بحران‌هاي موجود از راه مسالمت‌آميز نيز از ديگر بندهاي اين بيانية سياسي بود. تأكيد طرف ارمني بر نقش و مشاركت جمهوري اسلامي ايران در روند حل مناقشة قره‌باغ از اهميت بسياري در منطقه برخوردار است. در اين بيانيه، دو كشور از حل و فصل مسالمت آميز بحران قره‌باغ كه منجر به صلح و پايدار و شرافتمندانه‌ در منطقه گردد، حمايت كردند و مخالفت خويش را با هر گونه طرح، برنامه و يا راهكاري كه با امنيت ملي و منافع دو كشور مغايرت داشته باشد، اعلام نمودند.
برگزاري سومين اجلاس كميسيون مشترك همكاري‌هاي اقتصادي و تجاري دو كشور در ژانوية 2001/ بهمن 1379 نيز در ساية توسعة روابط دو جانبه ميسر گرديد؛ زيرا برگزاري اين كميسيون به دليل مشكلات و اختلافات موجود، چندبار به تعويق افتاده بود. دركنار اين جو مساعد، همكاري‌هاي سياسي و اقتصادي استان آذربايجان شرقي با استان « سيونيك» ارمنستان نيز به شدت رشد نمود و به امضاي چند موافقتنامة همكاري اقتصادي و بازرگاني بين دو استان منجر شد. اين روند رشد مناسبات سياسي دو كشور در سال 2002 / 1381 نيز ادامه يافت و سفرهاي مقامات دو كشور را به همراه داشت. در اين زمينه مي‌توان به سفر « دريادار علي شمخاني» وزير دفاع، «حبيب الله بي‌طرف» وزير نيرو، « محسن امين زاده» معاون آسيا و اقيانوسيه وزارت امورخارجه و گروه دوستي مجلس شوراي اسلامي اشاره نمود. « داويت زادويان» وزير كشاورزي، « آرمن موسسيان» وزير انرژي، « كارلوس پطروسيان» وزير امنيت، « آرتاشس تومانيان» رئيس نهاد رياست جمهوري، « رولان شارويان» وزير فرهنگ، ورزش و امور جوانان و رئيس شركت گاز ارمنستان نيز دراين مدت به ايران سفر كردند و چهارمين اجلاس كميسيون مشترك دوكشور در تهران برگزار گرديد. در سال 2003 / شش ماهة اول 1382،‌ « مصطفي معين» وزير علوم، تحقيقات و فنآوري و « سيد كمال خرازي» وزير امور خارجة جمهوري اسلامي ايران، به ارمنستان سفر نمودند و آرمن موسسيان هم براي گسترش همكاري‌هاي دو جانبه درعرصة انرژي در اكتبر 2003 ( مهر 1382) به تهران سفركرد.
در روند مناسبات سياسي دو جانبه، همواره تحولات داخلي، فشارهاي خارجي، مشكلات اقتصادي و ناتواني مديريت دولتي براي حل اين مسائل و حل نشدن مناقشة قره‌باغ، موانع مهم گسترش بيشتر روابط دو كشور محسوب مي‌شوند. با توجه به ساختار ناهمگون سياسي در ارمنستان و نقش بازيگران با نفوذ خارجي كه تعريف كننده و تعيين كنندة عوامل قدرت و رفتار سياسي در ارمنستان هستند، ديدگاه‌هاي گوناگوني دربارة روابط با ايران وجود دارد. با اين همه، جمهوري ارمنستان همواره در جهت توسعة روابط با ايران گام برداشته است. اين موضوع در ارادة  مقامات اين كشور و فراهم نمودن زمينه‌هاي لازم براي بسط روابط نمايان گرديده است. دراين بستر، انتظارات طرفين از چگونگي و ميزان افزايش و تغييرات كمي و كيفي سطح روابط، متفاوت بوده و ارمنستان همواره كوشيده است موضع مثبت ايران را به عنوان يك قدرت منطقه‌اي، براي خود حفظ و به نوعي بي‌طرفي ايران را در روند حل مناقشة قره‌باغ تثبيت نمايد.
در كل مي‌توان ادعا نمود كه در سال‌هاي گذشته، جّو روابط سياسي ميان دو كشور دوستانه و سازنده بوده است و طرفين در عمل اثبات كرده‌اند كه براي توسعة روابط دوستانه و متقابل، ارادة سياسي قاطعي دارند. در بستر واقعيات امروز، منافع درازمدت جمهوري اسلامي ايران و ارمنستان با يكديگر همخواني دارد و اين مسئله مي تواند زمينة توسعة پايدار همكاري‌هاي واقعي را ايجاد نمايد.
مبحث چهارم: روابط اقتصادي و تجاري
بعد از برقراري روابط ديپلماتيك بين جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ارمنستان در سال 1992، تمايل دو كشور براي ايجاد روابط اقتصادي ابراز شد. اين مناسبات پس از كاهش دامنة تنش در بحران قره‌باغ و برقراري آتش‌بس در مه 1994 ميان باكو و ايروان، روند صعودي خود را ‎آغاز كرد. در نخستين گام در سفر رسمي رئيس جمهور وقت ارمنستان به تهران، زمينة برقراري مناسبات تجاري و اقتصادي دو جانبه ايجاد شد. دراين عرصه از روابط، ايران و ارمنستان با امضاي توافقنامه‌هاي متعددي در زمينه‌هاي مختلف، اهتمام خود را در ايجاد ساختارهاي لازم براي فراهم نمودن زيربناي همكاري اقتصادي درازمدت، آغاز نمودند.
شرايط ناشي از تحريم و جنگ قره‌باغ، بي‌ثباتي در گرجستان و مسئلة كمبود انرژي و كالا در ارمنستان، اين كشور را در وضعيت دشواري قرار داده بود، به گونه‌اي كه جمهوري اسلامي ايران به عنوان راهي مطمئن براي ارتباط با دنياي خارج، مطرح شد. اين امر موجب تقويت بيشتر نگرش ارمنستان به همكاري دوستانه با همساية جنوبي خود گرديد؛ به طوري كه در سال‌هاي پس از استقلال، بخش عمدة نيازهاي بازار مصرف ارمنستان، به ويژه مواد غذايي و نيز برخي از اقلام مواد سوختي ( مازوت)، از جمهوري اسلامي ايران تأمين گرديد. به دليل شرايط ايجاد شده در ارمنستان بعد از فروپاشي شوروي و نياز مردم اين كشور به كالاهاي اساسي، از آغاز همكاري‌هاي دو كشور، عرصه‌هاي اقتصادي و تجاري، فعال‌ترين و با ظرفيت‌ترين عرصه‌ها بودند. اين كشور در شرايط دشوار اقتصادي و محاصره، حل مسائل موجود اقتصادي خود را در همكاري با ايران جستجو مي‌كرد. به همين منظور براي توسعة ثمربخش و باثبات مناسبات، در نوامبر 1992 با دستور « لئون ترپطروسيان» رئيس جمهور وقت اين كشور، كميسيون دولتي هماهنگ كنندة روابط ايران و ارمنستان، به سرپرستي « گاگيك ‌هاروطونيان» معاون رئيس جمهور، ايجاد گرديد. اولين كميسيون مشترك اقتصادي و تجاري ايران و ارمنستان نيز در سال 1994 در ايروان برگزار شد.
آشكار بود كه براي آغاز و گسترش روابط اقتصادي و تجاري، احداث پل بر روي رود ارس كه ارمنستان را با ايران متصل سازد، امري ضروري بود، زيرا پيش از اين، ارتباط مردم قفقاز با ايران از راه جمهوري آذربايجان صورت مي‌گرفت. احداث پل نه فقط با هدف حمل و نقل بار و تردد اتباع دو كشور، بلكه براي رفع محاصرة جاده‌هاي زميني و راهيابي به جهان خارج، براي ارمنستان اهميت حياتي داشت. در مه 1992 براي حل موقتي اين مسئله، در منطقة « نوردوز- مغري» پل شناور نظامي كه براي ارمنستان به واقع « پل زندگي» بود، احداث شد. بيهوده نيست كه مردم ارمني اين پل را « پل اميد » مي‌نامند. « پل نوردوز- مغري» رگي بود كه در واقع ارمنستان محاصره شده را تغذيه مي‌نمود. همين مسئله تأثير بسيار مثبتي بر ديدگاه مردم ارمنستان نسبت به ايران برجاي گذاشت.
از اين رو طرفين بر اساس توافقنامة مورخ چهاردهم مه 1992،‌ براي تدوين مشترك طرح احداث پل دائمي دست به كار شدند و در تاريخ نهم ژانويه 1996 كار احداث پل به پايان رسيد و در مراسمي با حضور مقامات دو كشور، گشايش يافت. رئيس جمهوري سابق ارمنستان در رابطه با اهميت پل مغري گفت: « زندگي در نخستين سال‌هاي سنگين استقلال، ما را به يافتن آلترناتيو با دوام‌ وادار ساخت و ما آن را يافتيم. من روابط با ايران را در نظر دارم. ما از صفر شروع كرديم و امروز ايران اولين همكار اقتصادي ارمنستان مي‌باشد و اگر امروز پل مرزي مغري بسته شود، بعد از يك ماه، قيمت‌ها در ارمنستان دو برابر خواهند شد».
بعد از بهره‌برداري از پل نوردوز- مغري، گمرك مرزي نيز تقويت گرديد و تردد كاميون‌هاي باري افزايش يافت و عبور ترانزيتي كاميون‌هاي ايراني از خاك ارمنستان به سوي درياي سياه و از درياي سياه به سوي ايران، از راه خاك ارمنستان آغاز گرديد. بدين ترتيب بهره‌برداري از پل دائمي، رونق جديدي در روابط اقتصادي و تجاري ايران و ارمنستان به وجود آورد.
همچنين در راستاي گسترش مناسبات دو جانبه و فعال نمودن كانال‌هاي ارتباطي دو كشور، كوشش‌هايي نيز براي ايجاد بازارچة مرزي و برقراري پرواز بين دو كشور صورت گرفت. اين اقدامات از يك طرف موجب افزايش مبادلات تجاري جمهوري‌اسلامي ايران با ارمنستان كه بيشتر توسط تجار استان‌هاي مرزي ايران صورت مي گرفت، گرديد و از سوي ديگر، افزايش ميزان رفت و آمدهاي اتباع دو كشور، موجب آشنايي بيشتر با امكانات موجود دو طرف و زمينه‌هاي گوناگون همكاري شد. تشكيل اطاق مشترك بازرگاني ايران و ارمنستان، برگزاري سالانة نمايشگاه بازرگاني اختصاصي جمهوري اسلامي ايران در ايروان و حضور تجار و صاحبان صنايع ارمنستان دراين نمايشگاه‌ها و شروع به كار شعبة بانك ملت در ايروان، ‌ابعاد همكاري‌هاي دو كشور در زمينة اقتصادي- تجاري را گسترش داد. از سوي ديگر، بازار ارمنستان با وجود امكانات محدود، براي افزايش صدور كالاهاي غير نفتي ايران با ارزش بود. اين امر باعث گرديد كه ايران در سال 1996 به نخستين شريك تجاري ارمنستان تبديل شود و روسيه در جاي دوم قرار گيرد. گردش كالا ميان دو كشور در سال 1996 نسبت به 1994 بيش از پنج برابر شد و به حدود دويست ميليون دلار رسيد، اما در سال‌هاي بعد كاهش يافت. علاوه بر تأثير اختلافات سياسي بين دو كشور در كاهش حجم مبادلات اقتصادي و تجاري، ورود كالاهاي كشورهاي ديگر به ويژه كشورهاي اروپايي به بازار ارمنستان و عدم توان رقابت كالاهاي ايراني با آنها به دليل پائين بودن كيفيت، افزايش قدرت خريد مردم ارمنستان براي انتخاب كالاهاي بهتر و جلوگيري دولت ارمنستان از مبادلة برخي از اقلام تجاري نظير آهن قراضه نيز در اين امر مؤثر بودند.
حجم مبادلات تجاري جمهوري اسلامي ايران با ارمنستان در سال‌هاي 2001 – 1992 در جدول زير به نمايش گذاشته شده است.
مبادلات تجاري جمهوري ارمنستان با جمهوري اسلامي ايران در سال‌هاي 2001- 1992 (به ميليون دلار)

1992 1993 1994 1995 1996 1997 1998 1999 2000 2001
واردات از ايران 569/1 567/10 057/30 354/77 793/149 671/88 784/63 495/78 972/82 78
صادرات به ايران 041/2 272/22 256/6 202/32 912/43 583/42 683/31 213/34 828/27 32
مجموع 610/3 839/32 313/36 556/109 706/193 255/131 467/95 709/112 800/110 110

منابع: معاونت اموربين الملل، بررسي همكاري‌هاي اقتصادي ايران با كشورهاي مستقل مشترك المنافع، تهران : وزارت امور اقتصادي و دارايي، 1375، ‌ص 3-51؛ سفارت جمهوري اسلامي ايران- ايروان، گزارش مبادلات تجاري ايران و ارمنستان در سال 2001، شمارة 5038، ‌مورخ 26/ 7/ 1380، ص 6-4.
بر اساس اين جدول، در سال‌هاي 1992 تا 1993 تراز تجاري به نفع ارمنستان بود و ايران به ترتيب 372/472 دلار و 662/704/11 دلار، كسري تراز بازرگاني با اين كشور داشته است، اما از سال 1994 به بعد تراز تجاري به نفع ايران تغيير كرده است. حجم مبادلات تجاري دو كشور درسال 96 به نقطة اوج خود يعني 193 ميليون دلار رسيد، ولي در سال‌هاي بعد اين روند رو به كاهش گذاشت ودر سال 98 به 95 ميليون دلار رسيد. از سال 1999 به بعد حجم مبادلات تجاري دو كشور تقريباً درحد 110 ميليون دلار باقي ماند. در سال 1999 حجم كل مبادلات تجاري دو كشور 5/112 ميليون دلار بوده كه سهم صادرات ايران مبلغ 4/78 ميليون دلار و واردات ايران از اين جمهوري معادل 2/34 ميليون دلار بود و در واقع حجم مبادلات دو كشور در مقايسه با سال 1998 به ميزان 5/17 ميليون دلار افزايش داشت. دراين سال پس از يك وقفة كوته مدت، بار ديگر ايران دومين شريك تجاري ارمنستان شد.
همچنين حجم صادرات و واردات دو كشور در سال 2000 در مقايسه با سال 1999 معادل 2/1 ميليون دلار كاهش داشت. در سال 2000، ايران در رتبة چهارم در ميان شركاي تجاري ارمنستان قرار گرفت. روسيه 1/49 ميليون دلار، آمريكا با 7/19 ميليون دلار و بلژيك با 4/1 ميليون دلار بيشتر از ايران به ترتيب مقام اول تا سوم را به خود اختصاص دادند.
در سال 2001 ميلادي، حجم كل مبادلات تجاري دو كشور 110 ميليون دلار بود كه از اين ميزان، مبلغ 78 ميليون دلار صادرات ايران به ارمنستان و مبلغ 32 ميليون دلار صادرات ارمنستان به ايران بود و بدين ترتيب ايران مكان سوم را بعد از روسيه و آمريكا به خود اختصاص داد. بر اساس آمار گمرك ايران، در سال 2002 نيز حجم مبادلات تجاري بين دو كشور، بدون محاسبة تجارت چمداني و داد وستد بازارچة مرزي، به 92 ميليون دلار رسيد كه از اين ميزان 57 ميليون دلار سهم ايران و35 ميليون دلار سهم ارمنستان بود. در شش ماهة اول سال 2002 حجم تجارت چمداني بين دو كشور معادل 20 ميليون دلار و حجم داد وستد انجام شده در بازارچة مرزي، 11 ميليون دلار برآورد شده است.
در مورد علل توسعة تجارت بين دو كشور بايد گفت كه زمينه‌هاي مناسب براي تجارت و نياز فراوان ارمنستان به كالاهاي مصرفي و مواد غذايي موجب شد كه حضور شركت‌هاي ايراني در اين كشور به سرعت افزايش يابد. بيشتر اين شركت‌ها به دليل شرايط ويژة اين كشور در دوران جنگ و پس از آتش بس، به امور تجاري مشغول بودند. برگزاري نمايشگاه‌هاي صنعتي و تجاري اختصاصي جمهوري اسلامي ايران در ارمنستان با توجه به نياز مردم ارمنستان، با استقبال فراوان روبرو مي‌شد.
همزمان با توسعة روابط اقتصادي و تجاري رسمي ميان طرفين، به برخي از استان‌هاي مرزي ايران فرصت صدور كالاهاي غير نفتي به ارمنستان داده شد و اين استان‌ها نيز كوشش‌هايي را براي گسترش مناسبات دو جانبه به عمل آوردند كه در اين ميان مي‌توان از استان‌هاي آذربايجان شرقي و غربي، اردبيل، گيلان،‌ كرمان و اصفهان نام برد. البته در بين اين استان‌ها، استان آذربايجان شرقي به دليل واقع شدن در مرز مشترك ايران با ارمنستان، از موقعيت بهتر و ممتازي نسبت به ساير استان‌ها برخوردار بود. روابط بين استان‌هاي مرزي آذربايجان شرقي و سيونيك در سال‌هاي اخير، به ويژه سال 2001 (1380) توسعة چشمگيري يافت و موافقتنامه‌هاي زيادي در سفر استاندار آذربايجان شرقي به ارمنستان به امضا رسيد.
دولت ارمنستان نيز به دلايل سياسي و اقتصادي براي توسعة روابط اقتصادي با استان‌هاي آذري‌نشين ايران كه هم مرز با ارمنستان مي‌باشند، اهميت زيادي قايل است. دولت اين كشور براي رفع حساسيت‌هاي موجود درميان آذري‌هاي ايران كه در اثر جنگ قره باغ نسبت به ارمنستان به وجود آمده بود، خواهان برقراري روابط اقتصادي و تجاري با اين استان‌ها كه امكانات و پتانسيل زيادي براي روابط با اين كشور داشتند، بود. « عبدالعلي‌زاده» استاندار وقت آذربايجان‌شرقي، نيز در اين راه نقش مهمي را ايفاء نمود. با كوشش‌هاي وي، در ماه اوت 1993 هيأت اين استان به سرپرستي معاون استاندار، عازم ايروان شد. در پي اين تحول، تعداد زيادي از تجار آذري ايران، همكاري تجاري و اقتصادي خود را با ارمنستان بيش از پيش توسعه دادند.
در سال‌هاي 97-1996 در روابط اقتصادي و تجاري دو جانبه، تغييرات كيفي صورت گرفت و همكاري‌ها به ابعاد توليدي و زيربنايي نيز سرايت نمود؛ زيرا تا قبل از آن، روابط تنها در چارچوب تبادل كالا محدود مي‌شد. دراين دوره، روابط اقتصادي دو كشور از ديدگاه منافع متقابل و همگرايي اقتصادي و لزوم انتقال آن از عرصة تجاري به عرصه‌هاي همكاري اقتصادي، توليدي، صنعتي، كشاورزي و ساختماني، تعميق همكاري‌هاي علمي، تكنولوژي‌هاي جديد، تجهيزات صنعتي و تبادل معلومات فني مورد توجه قرار گرفت. بهره‌برداري از خط برق فشار قوي ايران- ارمنستان درسال 1997 گامي مهم دراين راستا بود.
يكي از عرصه‌هاي مهم روابط اقتصادي ايران- ارمنستان، همكاري درعرصة انرژي و حمل و نقل بوده و هست. درسال 1995 موافقتنامة ايران- ارمنستان پيرامون احداث خط لولة گاز تبريز-مغري كه براي امنيت انرژي ارمنستان، مسئله‌اي بسيار مهم وحياتي به شمار مي‌رود، منعقد گرديد. همچنين درهمان سال موافقتنامة احداث نيروگاه مشترك برق‌آبي بر روي رودخانة ارس به امضا طرفين رسيد.
در زمينة حمل و نقل نيز از سال 1993 ارتباط هوايي و زميني ميان دو كشور برقرار گرديد. در زمينة حمل و نقل هوايي، نخست شركت هواپيمايي « آرياتور» به كار پرداخت. سپس انجام پرواز منظم بين ايروان- تهران- ايروان به شركت هواپيمايي « هايكاكان آويااوقينر» ارمنستان واگذار شد. در سال 1996 با پرواز تهران – ايروان- تهران، پروازهاي شركت هواپيمايي « كاسپين ايرويز» نيز شروع شد. از اواسط سال 2001 نيز ارتباط هوايي بين ايروان و تبريز برقرار گرديد. در زمينة حمل و نقل زميني هم از سوي شركت‌هاي حمل و نقل ارمنستان و ايران، تردد منظم اتوبوس‌ها ميان ايروان وتهران دايراست وهفته‌اي سه تا چهار اتوبوس بين دو كشور در حال ترددد هستند. بر اساس توافق طرفين و با تبديل جادة مغري- ايروان به جادة بين المللي، ايران با بندر « پوتي» گرجستان در درياي سياه ارتباط پيدا مي‌كند؛ ازاين رو با مشاركت ايران، كار تعمير و بازسازي جاده مغري- ايروان پايان يافت و سالانه در حدود بيست هزار كاميون در اين جاده و بين ايران و ارمنستان درحال تردد هستند. همچنين در حال حاضر براي تسهيل تردد كاميون‌ها بين دو كشور، احداث تونل در نزديكي‌ « كاجاران» كه فاصله‌ را كوتاه‌تر و تردد را امن‌تر مي‌سازد، در دست بررسي است. مطالعات امكان‌سنجي ساخت اين تونل توسط طرف ايراني صورت گرفته و به طرف ارمني ارائه شده است. در مرحلة بعد، طرفين بايد نسبت به تأمين مالي ساخت تونل اقدام نمايند. در راستاي گسترش همكاري‌هاي حمل و نقل، مذاكراتي پيرامون ساخت كشتي يدك‌كش حمل قطار با مشاركت ارمنستان در بندر « باتومي» گرجستان كه زمينة انتقال كالا به بندر « كنسانتسا» روماني و يا « وارنا» بلغارستان را فراهم مي‌سازد، صورت گرفته است.
از طرف ديگر از سال 1993 ايران براي ارمنستان نقش پل ترانزيت انتقال محموله‌هاي بزرگ از كشورهاي حوزة خليج فارس، به ويژه امارات متحدة عربي، هندوستان، پاكستان، كشورهاي آسياي جنوب‌شرقي و خاور دور و همچنين انتقال محموله‌هاي بزرگ از تركيه به ارمنستان را ايفا كرده و مي‌كند.
گفتگو پيرامون احداث راه‌آهن ارمنستان-ايران نيز به عنوان يكي از طرح‌هاي مهم براي اتصال به اروپا مطرح است، زيرا جمهوري ارمنستان از داشتن راه‌هاي مناسب براي دسترسي به جهان خارج محروم است. احتمال محاصرة حمل و نقلي اين كشور توسط همسايگان شرقي و غربي، اين نگراني را در درازمدت تقويت كرده است. از اين رو طرح احداث راه‌آهن شصت و چهار كيلومتري « جلفا- مغري» يا راه‌آهن چهل و پنج كيلومتري « مغري – علمدار» مورد نظر مي‌باشد. آشكار است كه در صورت اجراي اين برنامه، شرايطي براي ارمنستان فراهم مي‌گردد كه به كمك شبكة راه‌آهن ايران، نه فقط به خليج فارس و آسياي مركزي راه داشته باشد، بلكه از محاصرة احتمالي حمل و نقلي رهايي يابد.
ايجاد تنوع در راه‌هاي ارتباطي با دنياي خارج، حتي در صورت رفع محاصرة راه‌آهن ارمنستان، استقلال اين كشور را تأمين مي‌كند؛ چيزي كه ارامنه در احداث خط لولة گاز ايران به ارمنستان نيز براي امنيت انرژي خود، به دنبال آن هستند. از سوي ديگر تنوع در راه‌هاي ارتباطي و انتقال انرژي به اروپا، ا ز لحاظ اقتصادي، سياسي و استراتژيك به نفع ايران خواهد بود؛ زيرا مي‌تواند ضمن رويارويي با سياست برخي قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي در انحصار راه‌هاي ارتباطي و انتقال انرژي از مسيرهاي خاص، از اتكاي بيش از حد به برخي راه‌هاي راتباطي به اروپا بكاهد. بنابراين همكاري در زمينة انتقال انرژي و توسعة جاده‌هاي ارتباطي در راه توسعة آتي روابط ميان جمهوري ارمنستان و جمهوري اسلامي ايران از جايگاه ويژه‌اي برخوردار و يكي از زمينه‌هاي مهم و راهبردي در روابط است.
در عرصة تبادل برق بين دو كشور، در تابستان هر سال، ارمنستان به ايران و در زمستان، ايران به ارمنستان برق صادر مي‌كند. ايجاد پست فشار قوي انتقال برق در ارمنستان و دو خطه كردن انتقال برق در اين كشور براي جلوگيري از نوسانات برق، از ديگر همكاري‌هاي دو كشور در اين عرصه است. مطالعات امكان‌سنجي براي ساخت سد مشترك بر روي رودخانة ارس نيز هم اكنون در حال انجام است و تاكنون چند نشست كميتة مشترك برگزار شده است. سفر « حبيب الله بي‌طرف» وزير نيروي ايران، به ارمنستان در تاريخ 10 جولاي 2002 /19 تير 1381 گام مهمي در توسعة اين همكاري‌ها قلمداد مي‌شود.
در عرصة مخابراتي نيز دستاوردهاي قابل ملاحظه‌اي در روابط دو جانبه به ثبت رسيد. از سال 1993، ارتباط مستقيم تلفني ميان ايران و ارمنستان برقرار شد و اين ارتباط در سال‌هاي بعد، هم از نظر كميت و تجهيزات و هم از نظر كيفيت، گسترش چشمگيري يافت. همچنين طرح‌هاي خط فيبر نوري براي ارتباط ارمنستان با اروپا و آسيا از راه ايران در دست پيگيري است. همكاري ايران و ارمنستان در عرصة كشاورزي نيز از سال 1992 آغاز شد. در چند سال گذشته، هيأت‌هاي مختلفي براي تبادل تجربه دراين زمينه بين دو كشور مبادله شده است، به ويژه در عرصة سيستم آبياري و باروري بهتر درختان. سفر « عيسي كلانتري» وزير كشاورزي وقت ايران به ايروان در سال 1996 و سفر هيأت ارمنستان به سرپرستي « ولاديمير موسسيان» وزير كشاورزي وقت آن كشور در ژوئن 1998 به ايران را مي‌توان مهم‌ترين تحول در اين رابطه دانست. همچنين « داويت زادويان» وزير كشاورزي ارمنستان در دسامبر 2002/ آذر 1381 به تهران سفركرد و قرار داد همكاري در زمينة آبياري تحت فشار را با همتاي ايراني خود و در تبريز توافقنامة همكاري هاي كشاورزي و دامداري را با استاندار آذربايجان شرقي امضا نمود.
از زمان آغاز مناسبات دو جانبه تاكنون پنج موافقتنامه در زمينه‌هاي تشويق و حمايت از سرمايه‌گذاري‌هاي متقابل، بازرگاني، اجتناب از اخذ ماليات مضاعف، حمل و نقل بين‌المللي، تعداد قابل توجهي يادداشت تفاهم و پروتكل در زمينة همكاري‌هاي كشاورزي، صنعتي، گمركي، بانك و بيمه، علمي و آموزشي، بهداشتي و دارويي، همكاري شهرداري‌ها، ترانزيت كالا، انرژي، مخابرات، جهانگردي، مسكن و شهرسازي، پتروشيمي، معادن و فلزات، تأمين اجتماعي و چندين بيانيه در زمينه‌هاي ديگر به امضاي دو طرف رسيده كه مبناي حقوقي همكاري‌هاي دو كشور را تشكيل مي‌دهد، اما متأسفانه بسياري از اين توافق‌ها تنها بر روي كاغذ باقي مانده‌اند.
در طول اين مدت، چهار اجلاس كميسيون مشترك اقتصادي و تجاري بين دو كشور برگزار گرديده است. نخستين كميسيون در سال 1994/دي 1373 در ايروان برگزار گرديد. اجلاس دوم در سال 98/تير 1377 در تهران برگزار شد. سومين اجلاس كميسيون مشترك نيز در اوايل 2001/ بهمن 1379 در ايروان و در قالب شش كميته برگزار گرديد. همچنين براي نخستين بار در يك دهه روابط دو جانبه، موضوع همكاري‌هاي استاني در كميسيون مشترك گنجانده شد و به عنوان فصلي مجزا در يادداشت تفاهم، آورده شده و مورد توافق قرار گرفت. همچنين موضوع همكاري‌هاي استاني به صورت مجزا بين استانداران استان‌هاي سيونيك ارمنستان و آذربايجان شرقي در قالب يك يادداشت تفاهم به امضا رسيد. اجلاس چهارم نيز در تاريخ 15 دسامبر 2002 / 24 آذر 1381 در تهران برگزار گرديد. در اين اجلاس ضمن تأكيد بر اجراي توافق‌هاي گذشته، قراردادي در زمينة اعطاي وام توسعه‌اي از سوي جمهوري اسلامي ايران به ارمنستان و قرارداد همكاري‌هاي گمركي به امضاي طرفين رسيد. مقامات ارمنستان در اين اجلاس براي نشان دادن اهميت روابط اقتصادي دو جانبه براي اين كشور، سطح رياست طرف ارمني را به مسؤول نهاد رياست جمهوري ارمنستان كه مسؤوليت پيگيري مناسبات دو جانبة ايران و ارمنستان را نيز برعهده دارد، ارتقاء دادند، اما متأسفانه با وجود تشكيل چهار اجلاس كميسيون مشترك و وجود پتانسيل‌هاي اقتصادي و تجاري گسترده و متنوع دو كشور و با وجود توافق‌هاي فراوان، تاكنون اقدام قابل توجهي براي اجراي طرح‌ها و قرارداد مورد توافق صورت نگرفته است.
همچنين در چند سال گذشته در عرصة همكاري علمي و فرهنگي دو جانبه هم توافق‌هايي حاصل شده است. در تاريخ هفتم مه سال 1992 با امضاي يك موافقتنامه، بنيان همكاري‌هاي علمي و فرهنگي ميان ايران و ارمنستان نهاده شد. همراه با امضاي اين موافقتنامة علمي و فرهنگي دو جانبه، شخصيت‌هاي فرهنگي و علمي نيز با سفرهاي متقابل در تعميق اين همكاري‌ها سهيم بوده‌اند. بر اساس توافق طرفين، در دانشگاه آزاد تهران، بخش ارمني‌شناسي و در دانشگاه « هراچيا آجاريان» نيز بخش زبان و ادبيات فارسي گشايش يافت. در سال 1997 « فاده سركيسيان» رئيس فرهنگستان ملي علوم ارمنستان، در يك سفر به ايران در راستاي ثمربخش نمودن همكاري‌ علمي و فني دو كشور، توافق‌هايي را به امضا رساند. در سفر « رولان شارويان» وزير فرهنگ، ورزش و امور جوانان ارمنستان، به تهران در سال 2002/1381 تقويت همكاري‌هاي علمي و آموزشي مورد تأكيد دو طرف قرار گرفت. « مصطفي معين» وزير علوم، تحقيقات و فن‌آوري كشورمان نيز در سال 2003 /ارديبهشت 1382 به ايروان سفر نمود. در اين سفر، يادداشت تفاهم همكاري‌ علمي و آموزشي براي سال‌هاي 2006-2003 به امضا رسيد و كميتة مشترك براي ارزيابي مدارك تحصيلي تشكيل شد.
نتيجه‌گيري:
بررسي مناسبات جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ارمنستان در سال‌هاي 2003-1991 نشان مي‌دهد كه اين روند با وجود فراز و نشيب‌هاي فراوان، سير طبيعي خود را طي كرده است. بايد اذعان نمود كه توسعة روابط اقتصادي و سياسي جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ارمنستان از جنبه‌هاي مختلف براي هر دو كشور داراي منافع مختلف ملي و امنيتي است. مقابله با سياست توسعه طلبانة قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي، ايجاد توازن در روابط با كشورهاي همسايه و نقش جمهوري اسلامي ايران در حل مسائل منطقه‌اي، به ويژه حل و فصل درگيري‌هاي منطقه‌اي از جمله مناقشة قره‌باغ، بخشي از ابعاد اين اهميت محسوب مي‌شوند. اين نوع نگاه، پس از حوادث 11 سپتامبر از اهميت فراواني برخوردار شده است؛ پس لازم است از نيازها، ظرفيت‌ها و منابع سياسي و اقتصادي ارمنستان، شناخت دقيق‌تري به دست آورد و از آنها در راه توسعة مناسبات بهره‌برداري نمود. در شرايط كنوني، براي توسعة روابط سياسي با ارمنستان زمينه‌هاي زيادي وجود دارند كه هنوز مورد بهره‌برداري كامل قرار نگرفته‌اند. همكاري‌هاي دو كشور در زمينة انرژي و حمل و نقل بيش از ساير زمينه‌ها مي‌توانند منافع ايران را در ابعاد اقتصادي، سياسي و امنيتي تأمين نمايند. همچنين همكاري درعرصة صنعت و معدن نيز، با توجه به توانايي‌ها وظرفيت‌هاي بالقوه و بالفعل ارمنستان، قابل توجه است.
در كل بايد گفت با توجه به ظرفيت‌هاي بالقوه اقتصادي ارمنستان در زمينه‌هاي مختلف و مناسبات خوب سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران با اين كشور، ضروري است همكاري‌هاي اقتصادي دو كشور بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد. اينك با توجه به اجراي اصلاحات اقتصادي در ارمنستان، همكاري‌هاي دو جانبه مي تواند وارد مرحلة جديدي شود. به نظر مي‌رسد كه همكاري‌ دو كشور در زمينة تجارت و ساير زمينه‌هايي كه اقتصاد ارمنستان داراي امكانات و ظرفيت است، بيشتر از موارد ديگر، قابليت توسعه دارند؛ با توجه به اينكه در طول سال‌هاي گذشته، بستر لازم براي اين همكاري‌ها فراهم شده است. به عنوان مثال همكاري در زمينه‌هاي تجاري، معدني و حمل و نقل، مراحل نخستين خود را گذرانده‌اند و لازم است براي ارتقاي سطح اين همكاري‌ها كوشش نمود. همچنين بايد همكاري‌ در زمينة انرژي و صنايع را مورد توجه بيشتر قرار داد. در اين رابطه، با توجه به نياز مبرم صنايع ارمنستان به مواد اوليه و سوخت، فرصت مناسبي براي توسعة اين همكاري‌ها فراهم شده است.

پي‌نوشت‌ها:
1. جليل روشندل، رافيك قلي‌پور، ارمنستان، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، ص 9-17
2. عبدالرضا هوشنگ مهدوي، تاريخ روابط خارجي ايران از صوفيه تا پايان جنگ جهاني دوم، تهران: امير كبير، 1366، ص 36.
3. جليل روشندل،‌ رافيك قلي‌پور، پيشين، ص 215.
4. پيشين، ص 8-217.
5. پيشين، ص 216.
6. مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه، بيانية مشترك همكاري مودت‌آميز و حُسن همجوراي بين جمهوري اسلامي ايران و جمهوري ارمنستان، پروندة شمارة 17-350 روابط ايران با ارمنستان، سال 1371،‌ شمارة 3.
7. مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه، عملكرد دولت هاشمي رفسنجاني در ارمنستان،‌ پروندة شمارة 1-17-350، روابط سياسي دو جانبة ايران و ارمنستان، سال 73-1371،‌ شمارة 1
8. روزنامة اطلاعات، شمارة 22380، 6/10/1380،‌ ص 2.
9. كاظم شريف كاظمي، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در قبال جمهوري آذربايجان و ارمنستان، تهران: دانشكدة روابط بين الملل، 1377، ص 66.
10. ابوالفضل كاشاني، سياست خارجي جمهوري ارمنستان و بحران قره باغ، تهران: دانشكدة روابط بين الملل، 1372، ص 103.
11. سفارت جمهوري اسلامي ايرن- ايروان، گزارش مبادلات تجاري ايران و ارمنستان در سال 2001، شمارة 5038، مورخه 26/7/1380، ص 4-3.
12. سفارت جمهوري اسلامي ايران- ايروان، گزارش يادداشت تفاهم همكاري‌هاي استان آذربايجان شرقي و استان سونيك، شمارة 4380، مورخه 3/7/1380، ص 5-4.
13. مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه، گزارش روابط دو جانبه با ارمنستان در سال 73، پروندة شمارة 1-17-350، روابط سياسي دو جانبة ايران و ارمنستان، سال 73-1371،‌ شمارة 1.
14. پيشين.

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 704 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • برگزاری هفته فرهنگی ترکمنستان در ایران
    هفته فرهنگی ترکمنستان در ایران (26 خردادماه) به میزبانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت فرهنگ ترکمنستان در تالار وحدت تهران برگزار شد.

  • دیدار ابراهیمی‌ترکمان با رییس سازمان آرسیکا
    ابوذر ابراهیمی‌ترکمان در حاشیه برگزاری مراسم اهدای جوایز برگزیدگان یازدهمین دوره مسابقات بین‌المللی خوشنویسی با خالد ارن، رییس سازمان آرسیکا دیدار کرد.

  • افتتاح همایش بین‌المللی «آینده جهان اسلام در افق ۱۴۱۴ هجری شمسی»
    آیین افتتاحیه همایش بین‌المللی «آینده جهان اسلام در افق ۱۴۱۴ هجری شمسی» (8 اردیبهشت‌ماه) به همت مؤسسه آینده‌پژوهی جهان اسلام در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد.

  • استقبال بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب تهران از غرفه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
    در سومین روز از برگزاری سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، غرفه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با استقبال بازدیدکنندگان مواجه شد.

  • دیدار هیأت وزارت فرهنگ افغانستان با معاون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
    هیأتی از وزارت فرهنگ و اطلاعات افغانستان با عباس خامه‌يار، معاون توسعه روابط فرهنگی بین‌المللی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی دیدار کردند.