English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
جمعه ٢٩ شهريور ١٣٩٨
عزاداری امام حسین (ع) در ایالت سند
عزاداری امام حسین (ع) در ایالت سند تاریخ ثبت : 1385/01/23
طبقه بندي : ,,
عنوان : عزاداری امام حسین (ع) در ایالت سند
نويسنده : شاهد نقوي
تهيه و تدوين : اظهار سينتر ،‌19 اردو بازار لاهور
مترجم : خانه فرهنگ جمهوري اسلامي ايران - حيدرآباد به اهتمام: "مهدي رباني"
منبع : کتاب : عزاداري در شبه قاره
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : <#f:1067/>
متن : <#f:1066/>
:

عزاداری امام حسین (ع) در ایالت سند


 


نوشته:
شـــاهد نـــقوی

 

 

ترجمه و تنظيم:
خانه فرهنگ سركنسولگري جمهوري اسلامي ايران – حیدرآباد

به اهتمام: مـهـدي ربـانـي 

مرگ با عزّت بهتر از زندگی با ذلّت است.      امام حسین علیه السلام


رمز قرآن از حسین (ع) آموختیم
ز  آتش  او  شعله ها  افروختیم
ای صبا  ای  پیک  دور  افتادگان
اشک  ما  بر خاک پاک او رسان
علامه اقبال


پیشگفتار :

شاهد نقوی، شاعر، دانشور و نویسنده معروف، اثر ارزنده و کم نظیری را ارائه نموده که در آن تاریخ فرهنگ عزاداری را تشریح کرده است.

وی با تأکید برتأثیرات فرهنگی، اجتماعی و ادبی عزاداری در شبه قاره، به بیان اهمیت آن پرداخته است. کتاب عزاداری از این لحاظ که در آن نقشهای چند بعدی عزاداری مورد بحث قرار گرفته است منحصر به فرد مي باشد.

در این کتاب نه تنها رسوم عزاداری بر اساس عقاید شیعه اثناعشری بررسی گردیده است بلکه با نگاهی عمیق تر، ارتباط عزاداری با تصوف نیز بیان شده است.

نویسنده با استناد به منابع تاریخی، ورود تصوف به شبه قاره و سهم آن در گسترش اسلام را مفّصلاً مورد بـحث قــرار داده و عشق و مودت صوفیان به اهل بیت را نیز ذکر نموده است. وی با نقل رباعـی معـروف و جاودانه ی خواجه معین الدین اجمیری كه می گوید: «حقا که بنای لااله است حسین» محبت و ارادت خود را نسبت به اهل بیت ابراز نموده است.

دراین کتاب به رسوم عزاداری اهل سنت و حتی هندوها همچون ساختن علم، ذوالجناح، سقاخانه وغیره نیز اشاره شده است.

این کتاب به واقع یکی از نیازهای عصر حاضر است زیرا در جامعه پاکستان، فرقه گرایی، اتحاد مسلمانان را در معرض خطرجدي قرار داده است و با مطالعه این کتاب می توان به وضعیت روابط میان مسلمانان شبه قاره در گذشته های دور و نزدیک پی برد. تمدنی که فاقد سابقه فرهنگی و فلسفی باشد همواره بی رنگ و نا مفهوم و تاریک است. سوانح کربلا اثرات جاودانه ای بر تمدنهای مسلمانان برجای گذاشته است و این اثرات در سایر جوامع نیز دیده می شوند. سختـی هـا و مـصائبی که امـام و خـانواده اش در مقابل آنها استقامت کردند و فداکاریهایی که از خود نشان دادند، به منزله مشعل فروزانی فراروی جامعه بشری است که آنان را به پاسداری از راستی و درستي و مقاومت در مبارزه با ظلم هدایت می کند.

نهضتهایی که امـروزه در نـقاط مختلف جهان از جمله کشمیر و فلسطین مشاهده می شوند از همین "سفينه نور" که محصول شهادت امام بزرگوار و اصحاب گرانقدر آن حضرت است، هدایت می یابند.

نویسنده اطلاعات مستندی را درباره ی عزاداری فراهم نموده و توضیحاتی راجع به پیدایش آداب و رسوم عزاداری در منطقه «دکن» و گسترش آن توسط «حیدرعلی» و «تیپو سلطان» و همچنین شاهان «اوده» و «نوابهای بنگال» که بنیانگذاران عزاداری بشمار می روند، ارائه کرده است. وی همچنین به ذکر احـوال سادات «پنجاب» و خواجگان «کاتیاوار» نیز پرداخته است که در مناطق خود مراسم عزاداری را برگزار می کرده اند.

 اثبات عزاداری از دیدگاه قرآن و سنت و تاکید بر جنبه مذهبی آن بعنوان یکی از شعائر الله ، موضوعاتی هستند که در حیطه اختیارات و وظایف فقهای بزرگ خواهد بود. هدف عمده این کتاب بررسی فرهنگی ، ادبی ، علمی و اجتماعی مراسم عزاداری در گذر تاریخ شبه قاره است و همین بُعد از این مراسم بوده است که فرهنگ ، تمدن و تاریخ مسلمانان این منطقه را به طور کامل تحت تأثیر خود قرارداده لذا نباید از این امکانات در ترویج و گسترش تدریجی فرهنگ عاشورایی صرف نظر نمود.

 امید است در این راستا با ترجمه و انتشار این نوشتار ، قدمی هرچند کوچک برداشته شده باشد.

 مهدی ربانی
 خانه فرهنگ سرکنسولگری ج. ا. ایران – حیدرآباد
 فروردین ١٣٨٥هجری شمسی
 صفر ١٤٢٧ هجری قمری
 

 

« مقدمه »
عزاداري سيدالشهداء )ع( در پاكستان

قبل از تشكيل پاكستان تمام مسلمانان شبه قاره دارای ميراث تاريخي مشتركی بودند. مراكز آموزشي مسلمانان در سراسر هند گسترده بود. ايالات و مناطق مسلمان نشين مانند بهوپال ، حيدرآباد دكن، رامپور ، محمودآباد وغیره جهت فعاليتهاي مذهبي و آموزشي مسلمانان تلاش زیادی ارائه كردند و زماني شهرهاي لكهنو ، دهلي ، ديوبند ، علي گر ، اعظم گر ، پتنه و مرشدآباد مركز و سرچشمه ي علوم اسلامي بودند لذا ما نمي توانيم از سهمی که خود در ساختن اين فرهنگ داشته ايم ، صرف نظر نمائیم.

از دوران حضرت علي(ع) گرفته تا عصر بني عباس ، فاتحين ، هيئتها ، علماء ، فقها و محدثين مسلمان به سرزمین سند رفت و آمد داشتند. در سال ۱۹۵۴ ميلادي در محل مكلي تته حفاري شد و  سكه هاي نقره ای مربوط به سالهاي ۱۳۳ هجري (۷۵۰ ميلادي) و ۱۳۴ هجري (۷۵۱ ميلادي) کشف شد كه نام حضرت امام جعفر صادق(ع) روي آن حك شده بود و از سال سکه ها معلوم گردید که در آنجا حكومتي برقرار بود كه به امام جعفر صادق(ع) ارادت داشته است. منطقه ي غور در ايالت سرحد در عهد علوی تحت سیطرۀ "آل شنسب" در آمد. "آل شنسب" علوي بودند و تا زمان محمود غزنوي (۴۲۱ هجري) نه تنها در سرزمین غوریان بلكه تا منطقه سند و مولتان ، فرقه هاي علوي به ويژه اسماعيليان     بر سر حكومت بودند. تاريخ سيصد ، چهارصد ساله سند و مولتان در پرده هاي ابهام باقی مانده است. شيخ محمد اكرام در کتاب خود تحت عنوان: "آب كوثر" روابط معزالدوله ی آل بويه را با مولتان بیان       داشته است. ١

مولتان نه تنها یکی از شهرهای معروف و تاريخي پنجاب بلكه شهر مهم پاكستان می باشد و بخشی از اهميت آن به واسطه ی خاندان "گرديزي" است كه پاسدار سنت هاي باستاني و روايات كهن بوده اند. سيد جمال الدين ، ابوالفضل ، محمد يوسف ، بهرام شاه در عصر غزنوي (۵۱۲ هجري ، ۱۱۱۸ ميلادي تا ۵۴۷ هجري ، ۱۱۵۷ ميلادي) به مولتان رسيدند و به واسطۀ برکت و فيض روحاني خود ، اسلام را در این منطقه گسترش دادند. سيد جمال الدين ، اکنون به نام "شاه گرديز" مشهور می باشد و حرم وي ، قدیمی ترین مركز عزاداري به حساب می آید كه در روزهاي محرم از صبح تا شام در آن ، مجلس عزاداری و صداي گريه و زاری برپاست. روضه خواني مولتان در سراسر پاكستان معروف است. تعزيه هاي اين شهر از لحاظ ارزش و ساخت بي نظير و دارای ویژگیهای منحصر به فرد می باشد. بسياري از افراد اهل سنت نه تنها تعزیه دارند بلكه دسته های عزاداری نيز تشكيل مي دهند. به این علت که اين جا سرزمين صوفيان است ، امنیت، دوستي ، برادري ، تحمل مذهبی و مردم داري در بین مسلمانان رواج بسیار دارد.

در ايالات چهارگانه ي پاكستان يعني پنجاب ، سند ، سرحد و بلوچستان بعلاوه در مناطق شمالی و کشمیر آزاد ، شهر ، قريه ، روستا و آبادي وجود ندارد که در آن مراسم عزاداري برپا نباشد. بعد از استقلال پاكستان در مناطق مختلف ، عزاداري به طور عموم رایج شد. حسينيه های جدید احداث گرديد. مجالس و محافل منعقد مي شود و در دهه ي اول محرم غير از مجالس سوگواری ، دستجات عزاداری نيز برپا می باشد.

در استان سرحد در شهرهاي پيشاور ، كوهات ، مردان ، بنون ، پاراچنار ، درگئي ، صوابي ، جهانگيره ، نوشهره و در ایالت بلوچستان در شهرهاي كويته ، خضدار ، نوشكي ، چمن و قلات وغیره ، در حسینیه ها ، مجالس عزاداري بطور مستمر منعقد است و در روزهاي مختلف دهه ي اول محرم دسته های عزاداري تشكيل مي گردد. درشهرهاي مركزي ايالات يعني پيشاور و كويته دستجات راهپيمائي عاشورا به راه مي افتد كه مسلمانان جهت عرض تسليت به سيدالشهداء و ياران وي گروه گروه در آن شرکت مي کنند. در مظفرآباد كشمير آزاد نيز حسينيه هاي بزرگي وجود دارد كه ذكر شهادت در آنجا به عمل مي آيد و در روز عاشورا دسته های بزرگي برپا مي گردد.

مختصري درباره ي عزاداري امام حسين(ع) در پاكستان سخن گفتیم، در صفحات آينده با تفصیل بیشتری به عزاداري حضرت امام حسين(ع) در ايالت سند خواهیم پرداخت. 
 

 

عزاداری امام حسین (ع) در ایالت سند

در این بخش موضوع عزاداری در سند را با پیشینه ی تاریخی آن بیان داشته و دراین میان ، عزاداری در شهرهای مختلف این ایالت را نیز بررسی می نمائیم زیرا میزان و نحوه عزاداری در این سرزمین نه تنها در سند بلکه در سراسر پاکستان از شهرت فراوانی برخوردار می باشد. همچنین حسینیه هایی که جمعیت های عزادار را در خود جای داده است ، نیز معرفی می گردند.

با مطالعه ی تاریخ پی می بریم آشنایی مردم سند با اهلبیت(ع) در زمان هجوم "حارث بن مره عبدی" صورت گرفت. قبل از این نیز دو بار ، در زمانهای عمر و عثمان لشکریان اسلام به سرزمین سند اعزام گردیدند امّا هر بار آنها از دم مرز برگشتند. فرمانده اعزامی از سوی "عبدالله بن عباس" بنا به دستور حاکمیت اسلامی سراغ آن دسته از خارجی ها را گرفت که در مکران رسماً به قدرت رسیده و قصد حمله به خلافت  اسلامی را در سر می پروراندند. "حارث عبدی" در جواب ، به ایشان حمله کرد و آنها را فراری داد و در قلمرو سند به حکومت رسید. حارث همراه با اسرای هندو یک هزار کنیز را نیز به کوفه اعزام کرد. مردها را رها نمودند و کنیزکان را نیز بین هم پخش کردند. اسیرانی که به هند برگشتند ، ندای مردم دوستی آل رسول را به گوش همگان رساندند و هندوهایی که از اندیشه برهمنان به ستوه آمده بودند شیفته ی اسلام شدند و برخی از آنها به خدمت حارث بن مره رسیده و به دین اسلام مشرف گردیدند.

حارث از این رو سیستان و مکران را نیز به چنگ آورد که "شنسب" یکی از فرزندان ضحاک پادشاه نامدار ایران در منطقه قلات امروزی حکومت داشت. آنگاه که ندای انسان دوستی اسلام به گوش "شنسب" رسید ، از راه بلوچستان خود را به کوفه رساند و به دست حضرت علی ابن ابیطالب مسلمان شد. "شنسب" اولین کسی است که در سرزمین سند و هند از دست نایب پیامبر ، دستور برقراری حکومت یافت و پس از مراجعت از عراق ، پرچم اسلام را بر روی تخت خود بالا برد. سپس مسجدی احداث کرد و دستور امیرالمؤمنین علی(ع) را بر سر در آن آویزان کرد و بدینسان پرچم عظمت اهلبیت(ع) در سند برافراشته شد. "شنسب" حکومت خود را به شیوۀ اسلامی دایر کرد و بعد از نسلها نیز باقی بود. در ظاهر یک حکومت کوچکی بود اما نتایج دور و درازی در پی داشت و "شنسب" با عمل خود سندی ها را تحت تأثیر صداقت آل رسول در آورد. مزید بر آن ، سخنان اسیرانی که از کوفه بر می گشتند ، عظمت نور اهلبیت(ع) را در دل مردم زیر شکنجۀ سند ، روشن ساخت. اینک هر سیدی که از ناراحتی ناشی از ستم بنی امیه به سند رو می آورد ، مردم دیده و دل خود را فرش راه او می نمودند. اسناد تاریخی نشان می دهد که در اوایل قرن هشتم میلادی یک سید شیعه معروف ، به مولتان رسید و بعداً به نام سیدجعفرالملک ، حاکم مولتان گردید و در نهایت فرزندان وی نمونه هایی از بشریت و اخلاق را به جامعه آنروز تقدیم کردند که بسیاری از مردم را در زمرۀ عاشقان آل رسول در آوردند.

همچنین از "فرج سندی" ، "خالد سندی" ، و "آبان سندی" به عنوان شاگردان امام جعفرصادق(ع) یاد می کنند که در مسایل دینی به کمال تبحر رسیده بودند. آنها در قرنهای نهم و دهم میلادی در سراسر سند و پنجاب ضمن تبلیغ تعلیمات اهلبیت(ع) خدمات شایانی انجام داده و شاگردان زیادی را از خود به یادگار گذاشتند. آموزش و تبلیغ اسلام بدین منوال ادامه داشت و نو واردان به اطراف و اکناف این منطقه می رسیدند ، یکی از آن بزرگان "مُلا محمدعلی" است که مرقد وی در گجرات در محل "کمبی" واقع است و او را "پیر پرواز" می گویند. وی از نخستین داعیان فرقۀ اسماعیلی بود و هندوها را به زبان محلی درس می داد و دلهای تعداد زیادی را به محبت اهلبیت(ع) مایل ساخت.

در مولتان و سند تبلیغات اسماعیلیه بعد از او آغاز شد امّا سند معمولاً پناهگاه فرزندان فاطمه زهرا (س) بوده است که آثار آن در جای جای تاریخ این سرزمین مشهود است. اکثراً نامهای آنان چنان برجسته و چشمگیر است که متعصب ترین مورخین نیز نتوانسته اند از آنها صرف نظر کنند و نام ایشان را به فراموشی سپارند و تنها علت آن ، این بود که استقبال گرم مردم سند از سادات ، ایشان را به یاد بی احترامی در وطن جدّ بزرگ خود می انداخت و این احساس آنان را به گریه می انداخت. بعضی از سندی ها از نیاکان خود نقل می کنند که در آن زمان از هر جایی که سیدی می گذشت ، اهالی سند خاک زیر پای او را  بر می داشتند و جهت نزول برکات در خانه نگهداری می کردند. در توسعه روابط بین سند و خانواده ی پیامبر این روایت را نیز نمی توان فراموش کرد که مادر گرامی حضرت محمد حنفیه ، سندی بود و در تاریخ نام وی را "خوله" نوشته اند. به لحاظ این که "خوله" جزء غنایم بوده و بعداً حضرت علی(ع) او را به عقد خود درآورد ، نمی تواند مادر محمد حنفیه باشد.

به هرحال اهلبیت(ع) روابط خانوادگی زیادی با اهالی سند داشته اند. یکی از همسران حضرت امام زین العابدین(ع) به نام "حمیدان" نیز سندی بود. ایشان مادرِ حضرت زیدِ شهید بود و به خاطر این خانم بزرگوار ، اهالی سند با سادات روابط محکمی داشته اند. در نگاه خود امام زین العابدین(ع) محکمترین پیوند ، آن بود که یکی از پرستارهای ایشان به نام "سلافه" ، سندی بود. بنا به روایتی ضعیف ، حضرت "شهربانو" در سال ۳۴ هجری هنگام تولد حضرت "سجاد" فوت کرده بود و پس از این "سلافه" به پرورش آن امام پرداخت. امام وی را مثل مادر عزیز و محترم می دانست. آن خانم در کربلا هم حضور داشت. بعضی از مورخین از حضور یک نفر "پَندَت" (پیشوای مذهبی هندوها) در بین شهدای کربلا خبر می دهند که احتمالاً یکی از نزدیکان خانمهای مذکور می باشد و این روایت را نیز معتبرتر می سازد که بسیاری از سندی ها به طرفداری از امام (ع) جنگ کرده اند و یکی از آنها نیز به درجه ی شهادت نایل آمد و بقیه سخت مجروح شدند و چند نفری سالم به منطقه ی سند برگشتند. ولی در تاریخ مکتوب ، شواهدی بر اثبات این موضوع وجود ندارد اما از روایات سینه به سینه چنین بر می آید که خبر حادثه کربلا زود تر از همه ، به سرزمین سند رسید و به دلیل مودت و دوستی با خاندان فاطمه زهرا(س) در آنجا مجلس سوگ و عزاداری به پا شد و اگر ما خبر جان سالم به در بردن برخی زخمی ها و مجروحان حادثه کربلا را قبول داشته باشیم این امر مسلم می شود که نخستین بساط عزاداری سالار شهیدان در سند گسترانده شد. به هر حال این مطلب را نمی شود رد کرد که رسیدن سادات به سند ، پس از ترک وطن ، یک امر مسلم است و روز به روز بر تعداد آنان افزوده می شد و این امر نه از ولید پوشیده بود و نه از حجاج خونخوار و برای هر دو موجب ناراحتی بود.

روایت دیگری که سینه به سینه از بزرگسالان سندی نقل می شود این است که سادات در محدوده حکومت امویان خود را به شکل گروه های کوچک تقسیم می کردند و بعد از عبور از مرز به صورت   قافله ای بزرگ در می آمدند سپس در سیستان، بلوچستان یا مکران ، هر جا ممکن بود رحل اقامت بر می گزیدند. تقدس و تقوی سادات باعث می شد که حتی غیر مسلمانان هم نسبت به آنها نفرت نداشته باشند. ایشان کم کم خود را معرفی نموده و به تدریس علوم اسلام می پرداختند و مردم نیز سخت تحت تأثیر قرار می گرفتند و حتی آنانکه صداقت اسلام را نتوانستند بپذیرند بازهم قایل به عظمت و بزرگی این پاکان می شدند به همین دلیل امروزه مقابر ایشان در جای جای منطقه مرجع خلایق است.

به استناد این واقعیات تاریخی ، روابط اعراب ، ایران و سند برای ما کشف گردیده و به راحتی به این نتیجه می رسیم که سند از لحاظ جامعه ، فرهنگ ، تمدن و مذهب ، منطقه ای دارای رسومات افتخار آمیز تاریخی است که فرهنگ و تمدن آن تأثیرات عمیقی از ایران پذیرفته است و به علت روابط و تعلقات قدیمی سند با ایران نه تنها زبان ، فرهنگ و تمدن آن بلکه زندگی مذهبی این منطقه نیز متأثر    شده است.

سند را "باب الاسلام" نیز می نامند و آن به این علت است که نخستین اثرات دین اسلام بر این سرزمین منقوش گردید و این منطقه مدتها تحت حاکمیت مسلمانان بود. در ابتدا حاکم سند را امویان بر می گزیدند بعد از سال ٧٥٠ میلادی ، والی سند از طرف خلفای عباسی انتخاب می شد. ولی آنگاه که قدرت عباسیان رو به تضعیف نهاد ، عربهای سندی نژاد (نژاد مختلط) بر این سرزمین مسلط شدند و کمابیش ١٧٥ سال حکومت داشتند. پس از آن خاندانهای "سومرو" ، و "سمه" ، "ارغون" ، "ترخان" ، "کلهورا" و "تالپوران" بر سند حکومت راندند. بدیهی است که تمایلات دینی و مذهبی دولتها ، عقائد عموم مردم را تحت تأثیر خود قرار می دهد ، مثلاً حکمرانان "سومرا" که نه عرب و نه ایرانی نژاد بلکه بومی خالص بودند ، عقاید اسماعیلیه را برای خود برگزیده و تا چهار قرن دراینجا حکومت کردند. از ربع آخر قرن هیجدهم میلادی تا اواسط قرن نوزدهم یعنی تقریباَ ٦٠ یا ٦٥ سال ، تالپوران بلوچ بر سند حکومت داشتند و از لحاظ عقیده شیعۀ اثناء عشری بوده اند. تمام سلاطین این قبیله دوازده امامی بودند مگر "صوبدار خان" پسر "میر فتح علی خان" که مذهب حنفی اختیار کرد. لیکن در سال ١٨٠٢ میلادی یعنی بعد از فوت میر فتح علی خان ، فرزند حنفی مکتب وی نتوانست به حکومت برسد بلکه برادران میر فتح علی خان حاکم شدند. با این پیشینه ما در این منطقه پذیرش عقیده غیر را مشاهده نمی کنیم بلکه عقاید شیعه را نمایان تر  می بینیم و اصطلاحات مولایی و ملنگ در سند به کسانی اطلاق می شود که از شیفتگان علی (ع) و فدائیان آل محمد (ص) می باشند.

سند و شبیه علم:
در سال ٣٨ هجری وقتیکه حضرت علی مرتضی (ع) بر مسند خلافت نشست ، توجه خود را به کشورهای مسلمان مبذول فرمود لذا به "آل شنسب" در سند ، پیامی همراه با یک عَلَم فرستاد. اطلاعات زیادی درباره ی اینکه این عَلَم به کدام نقطه سند فرستاده شده ؟ در دست نیست. اگرچه در جای جای سند و در هر خانه ، عَلَمی را مشاهده می کنیم اما نسبت به شهرهای دیگر سند ، تعداد عَلَم در شهر حیدرآباد از همه جا بیشتر است. در اول محرم ، علم ها را آماده و در پشت بامها نصب می نمایند. هنگام شب ، وقتی از این علمها نور (هر علم زیر پنجه ی نقره ای ، چراغ برقی دارد) پخش می شود چنان بر می آید که نور واقعی از آسمان به زمین در حال نزول است. در سند علم را به عنوان ارمغان و یادگاری از طرف حضرت علی (ع) می شمارند و از سوی دیگر علم به حضرت ابوالفضل العباس (ع) منسوب است که در کربلا پرچمدار لشکر حسینی بود لذا این نشان را به پیروی و یاد او نیز بر پا می دارند.

در دوران حاکمیت سلسله های "سمّه" و "سومرو" مردم سند برای روزهای محرم ، به تعداد زیادی علمهای کوچک آماده می کردند  و در عهد "کلهورا"  ، "میان غلام شاه کلهور" ، در سال ١١٨٣ هجری در کنار مزار "حضرت لعل شهباز قلندر مرندی" در شهر باستانی سِهوَن سِند عَلَمی را برافراشت و به این نحو عقیده ی خود را آشکار ساخت و "فقیر صابر" در اشعار خود او را برای این کار ستایش کرده است. سپس در زمان "میرها" خصوصاً در دوران سلطنت "میر نصیر خان" رسم نصب عَلَم آغاز گردید. "میر نصیر خان" عَلَمِ متعلق به خود را در محلی از قلعه که کاملاً نمایان بود نصب کرد تا اینکه انگلیسیها پس از فتح سند آن را از جای خود به پایین افکندند. این امیران پس از پایان اسارت از کلکته هند و هنگام بازگشت به سند ، دوباره رسم نصب علم را آغاز کردند. در سال ١٩٠٩ میلادی میرزا بادل بیگ پسر میرزا فتح علی بیگ ، چوبی به بلندی ١٠٠فوت تهیه و یک علم چوبی بر روی آن بر پا ساخت.

اکنون در سراسر ایالت سند دو علم قدیمی دیده می شود ، یکی توسط میان غلام شاه کلهور بر مزار مبارک حضرت لعل شهباز قلندر نصب شده و دیگری در حسینیه احداث شده توسط "میرزا فتح علی بیگ" در محل "تندوآغا" واقع در شهر حیدرآباد می باشد. در سال ١٩١٠ میلادی آقای میرزا امام علی بیگ جدّ اعلای نگارنده جهت زیبا سازی عَلَم ، طاووس هائی از چوب به آن اضافه کرد و با گلکاری بر روی علم بر قشنگی آن افزود. این علم بین زائران به حدّی مقدس است که بعد از نماز صبح ، مردم جلوی آن دعا می کنند و اکثراً حاجات آنها به شرف اجابت نیز می رسد. قبلاً در سند علمها را فقط از چوب درست می کردند اما پس از مجهّز کردن علم به طاووس توسط میرزا امام علی بیگ ، در سراسر سند رایج شد که علمها را با طاووس تزیین بخشند و اکنون این سنّت به اوج خود رسیده است. امروزه در هرخانه ، مزار و حسینیه ای در سراسر سند ، علم های فراوانی را خواهید دید که برای سندی ها موجب سعادت و افتخار است. ٢

تاریخ عزاداری در سند:
تاریخ تشیع و تاریخ عزاداری در سند به همدیگر وابسته اند اما از نظر تقدم و تأخر ، تشیع در اولویت قرار دارد زیرا می گویند: در اواخر ٢٨ هجری مطابق ٦٥٨ میلادی یا اوایل ٣٩ هجری مطابق ٦٥٩ میلادی با فتح سند ، تشیع نیز وارد سند گردید و عزاداری امام حسین (ع) بعد از سانحۀ  کربلا در ٦١ هجری در این سرزمین آغاز شد و جهت زنده نگهداشتن یاد قربانیان بی نظیر حماسه حسینی از آنروز تا به حال مجالس عزا دایر می گردد. اگرچه در زمانهای گوناگون تحت رفتارهای متنوع حکمرانان مختلف ، محبان اهلبیت دچار مصائب ، مشکلات و شکنجه نیز شده اند اما پیروان راستین اسلام ، عزاداری برای نوۀ پیامبر اسلام را مستحب موکدّ می دانسته و هر سال در ماههای محرم ، صفر و بویژه دهه اول ماه محرم و سایر روزهای سال که متعلق به اهلبیت علیهم السلام و شهدای کربلا می باشد ، مستمراً از آنها یاد نموده اند و این سنت ، سینه به سینه ادامه دارد و زنده نگهداشتن یاد این فاجعه غم انگیز جزء ایمان آزادگان گردیده است. مجالس عزاداری ، نوحه ، ماتم و ناله و شیون نشانۀ عظیمی از آن واقعه بزرگ است و امروز از مرزهای مرکز اصلی خود یعنی عراق عبور کرده به سایر کشور های اسلامی و حتی بعضی از کشورهای غیر اسلامی نیز گسترش یافته ، در ماههای محرم و صفر یا در دهه ی اول محرم به ویژه در روز عاشورا این حادثه جانسوز را به مردم معرفی و جهان را با این قربانی بزرگ ، پیام و عبرتهای آن آشنا می سازند.

در سند جهت زنده نگهداشتن یاد حضرت امام حسین (ع) عزاداران سندی از زمانهای قدیم عزاداری می کرده اند امّا مورخین متعصّب هنگام نوشتن تاریخ سند ، آشکارا از ذکر آن صرفنظر نموده اند. اگر درباره آثار مکتوب عزاداری به جستجو بپردازیم معمولاً آنرا در نسخه های خطی و آنهم به صورت ناقص خواهیم یافت. متأسفانه افرادی که در مورد عزاداری در سرزمین سند مواد مکتوبی در دسترس دارند اینچنین کتابها را در کمدهای قفل شده نگهداری و اطلاعات مهم خود را در سینه ها دفن نموده اند و این عمل را برای خود افتخار می دانند. نه خود از آن سود می برند و نه می گذارند از قِبَل آن بهره ای به دیگران برسد و بدین علت است که ادبیات سندی از یک افتخار ویژه عظیم محروم مانده است. ٣

همانطور که قبلا گفتیم باب الاسلام بودن سند برای او یک نوع امتیاز ویژه تلقی می شود و این افتخار را نیز دارد که در دوران بسیار قدیم ، مرکز مجالس و سوگواری بوده است. سند از نظر مرثیه خوانی و نوحه خوانی نیز دارای موقعیت ویژه و برجسته ای می باشد. در شهرها و روستاهای سند معجزاتی بروز کرده و می کند. برپائی مجالس ، محافل و دستجات عزاداری بر میزان عشق و محبت به اهلبیت (ع) می افزایند. در سرزمین سند هرجایی که عاشقان اهلبیت (ع) ساکن شدند ، اسلام ، پیامبر و اهلبیت (ع) مورد محبّت و مودت آنها بوده اند.

از روزیکه خبر شهادت حضرت امام حسین(ع) ، اهلبیت اطهار ، اعوان و انصار ایشان به سند  رسید ، اهالی سند در سوگ غم مظلوم کربلا شریک هستند. یکی از علل آن ، پیوند هایی است که بین آل رسول و سندی ها وجود دارد. دلیل دوم اینکه حضرت علی مرتضی (ع) در زمان خلافت خود به "آل شنسب" عَلَم اعطا فرمود و به سند اعزام نمود. در تاریخ این را هم نوشته اند که حضرت امام حسین (ع) قبل از رفتن  به سوی کربلا ابراز علاقه فرمود که می خواهد از سند و هند دیدن نماید. علاوه بر این سند همیشه مورد عنایت و توجه سایر معصومین علیهم السلام بوده است لذا تأثیرات حادثه کربلا در اینجا بسیار عمیق می باشد. در تاریخ هم آمده است که به دلیل محبت خالصانه سندی ها به امام حسین (ع) ، آن حضرت از مردم سند بسیار یاد می کرد.

در اعصار گذشته محبان اهلبیت (ع) درسند ، در محدوده خانه های خود عزاداری سالار شهیدان را بر پا می داشتند زیرا در همه دوران دشمنان اهلبیت رسول به لحاظ تعداد ، نسبت به شیعیان محمد و آل او بیشتر بوده اند و این هم یک حقیقت است که همیشه ، حامیان حق ، اندک و هواداران باطل هزار ها و بلکه صدها هزار برابر بوده اند. در حادثه ی تاریخی کربلا نیز همراهان امام حسین(ع) فقط هفتاد و دو تن و لشکریان یزید صدها هزار نفر بودند. جهت احیای معرکه حق و باطل در حادثه کربلا ، امیران تالپور در ایالت سند به ترویج و گسترش عزاداری امام حسین(ع) همت گماشته ، اعتقاد و مودت خود را نسبت به اهلبیت ابراز کرده اند. علاوه بر آن حکمرانان اسبق باطناً دوستدار اهلبیت بودند اما به دلیل ترس از حکومتهای مرکزی (خلافت امویان و عباسیان که دشمن بارز اهلبیت (ع) بودند) عقاید خود را اعلام  نداشته ، آشکار نمی کردند به همین جهت سرزمین و ایالتهای تحت نظارت آنها نیز حق نداشتند دوستداری اهلبیت را ابراز نمایند بلکه به آنها دستور داده شده بود هر جا که محبان آل رسول را یافتند بلافاصله به قتل رسانند بنابرین قبلاً عزاداری در سند در حد و اندازه امروزی برگزار نمی گردید.

جلوه گاه امامین مکلی:
تته شهر معروف تاریخی ایالت سند می باشد و در کنار آن منطقه مکلی قرار دارد که از ویژگیهای باستانی زیادی برخوردار است. امروزه قبرستان مکلی دارای شهرت فراوانی است و جلوه گاه امامین در این قبرستان قرار دارد. در تاریخ آمده است که روزگاری یک چوپانی هر روز به همراه بزهایش از محل خاصی از این گورستان با سکوت کامل عبور می کرد. روزی آن شبان در آنجا بزرگی را دید که ضمن توسل به روان پاک ائمه اطهار از خداوند قادر طلب حاجت می نمود. مؤلف تحفته الطاهرین نوشته است: یکبار پس از اتمام دعای آن بزرگوار ، چوپان به خدمتش رسید و درد دل آغاز کرد. آن مرد بزرگ در پاسخ گفت: این مکان ، جایگاه مردان ابرار خداست و تمام جهان نسبت به عظمت آن سر تعظیم فرود می آورند. مواظب باش ، در اینجا گستاخی نکنی بلکه با سکوت و کمال ادب عبور کن ، و الا زندگی تو دچار مشکلات سخت و درد ناکی خواهد شد. زنهار صدمه نبینی ، همیشه برای تکامل خود بکوش. خلاصه اینکه نکند کشتی زندگی و هستی خود را غرق سازی.

"مخدوم احمد" و "مخدوم محمد" در زمان جام نندی ، جهت زیارت ، خود را از "هاله" به مکلی تته رساندند ، کفششها را در آورده با ادب و احترام بسیار دست به دعا شدند ، خادمِ آنها از علت این ادب و احترام زیاد سوال کرد. وی فرمود: "این مکان بالا تر از عرش مجید می باشد، این جایگاهِ پاک ، جلوه گاه امامین کریمین است، نور بصیرتی است برای صاحبان دل"

روایت کرده اند: روزی "ملوک شاه" عارف ، درویش آشنای به اسرار از قبرستان مکلی عبور     می کرد ، با چشم دل ، نشانه هایی از امامین کریمین را مشاهده نمود ، بلا فاصله به سجده افتاد و پیشانی اش منّور گردید به همین دلیل با گذاشتن سنگی محدودۀ آن محل مقدس(مزار امامین) را نشان کرد.

در سال ١١٣٨ هجری نواب سیف الله به استانداری تته رسید و در زمان مأموریت خود برروی ساختمان جلوه گاه سقفی بنا کرد و چهار طرف آنرا دیوار کشید. سپس خداداد حاکم سلسله کلهورها برای آن گنبدی احداث کرد. پس از فوت نواب سیف الله در سال ١١٤٣ ، در داخل جلوه گاه امامین کریمین مدفون گشت. نواب محبت خان کاظم بعد از فوت نواب سیف الله به عنوان استاندار تته منصوب شد و تقریباً پنج سال در آن سمت باقی ماند و پس از فوت ، بنا به وصیت خود در همانجا مدفون گردید. آرامگاه شاعر معروف زمان نادرشاه و وکیل وی یعنی محمد کریم اصفهانی متخلص به "عاشق" که در سال ١١٥٥ هجری فوت کرده است در همین مکان قرار دارد.

بیت زیر بر سنگ مرقد وی منقوش است:

به تاریخ هر سو شنید این ندا
مکان یافتی در جوار حسین (ع)

در چهار طرف جلوه گاه امامین کریمین هزاران قبر وجود دارد که چندین نفر از مردان خدا و مشاهیر بزرگ در آنجا آرمیده اند. آنها کسانی بودند که در دوران حیات وصیت کرده بودند در این مکان مقدس دفن تا وسیله ای برای نجات و بخشش آنان باشد. امروز هم جلوه گاه امامین نسبتاً وضع بهتری دارد. چهار طرف آن ، دیوار کشیده شده است. در داخل حیاط وسیع و در گوشه ی غربی آن صحن مقدسی وجود دارد که از عرش افضل تر و موجب عظمت و بزرگی است. بر روی درب دیوار جنوبی جلوه گاه ، سنگی نصب شده که نشان دو پا بر روی آن حک شده است و بنا به روایت معروفی قدمهای مبارک پیامبر اکرم (ص) است.

در سال ١٢١١هجری ابراهیم شاه تتوی نسبت به بازسازی جلوه گاه امامین اقدام نمود که بر اساس آن میر غلام علی مایل تتوی (شاعر معروف فارسی زبان اهل سند) اشعار ذیل را سروده است:

به مکلی این گرین تالاب خوش آب
که آبش در صفا چون مهر و ماه است
بـــرای خــرچ درگاه امـامیـن
نــشان سیــد ابـــراهیم شاه است
خبـر تاریـخ تعمیـرش چنین گفت
که این تالاب وقف  جلوه  گاه  است
۱۲۱۱ هجری

مؤلف تحفته الطاهرین درباره ی جلوه گاه امامین می نویسد:
"سبحان الله كه چه جایگاهی مملوّ از نورالهی است. از در و دیوار آن هدایت و نور عنایت می بارد. پادشاهان دوران و امراء زيادي در این درگاه حاضر شدند. اینجا مأمن و مسکن حاجتمندان و مصیبت دیدگان است. از این بارگاه چشمه های فیض و برکت دایم جاری است. ای خداوند!  حاجات قلبي زائرین این درگاه و مولفین این کتاب را روا فرما و گناهان آنها را ببخش.٤

میان نور محمد خان كلهور در زمان قدرت خود یعنی در سال ۱۱۴۰ هجری، درشهر تته مسجد و حسینیه ای به نام جلوه گاه امامین کریمین احداث کرد وآئین عزاداری را گسترش داده تا محبان اهل بیت(س)  در مجلس امام حسین(ع) شرکت نموده، به ثواب برسند. میرزا محمد فاضل بیگ که در شهر تته در محله میرزا فتح علی بیگ زندگی می کرد ، هر پنجشنبه، شب قدر، شب برات (شب مبعث پیامبر) و میلاد و شهادت پیامبر در جلوه گاه امامین کریمین محافل و مجالس منعقد می نمود و همچنین پسر وی میرزا مراد علی بیگ سایل نیز ، محافل و مجالس میلاد و شهادت ائمه طاهرین را در تته برپا می کرد که در برخی مواقع سید ثابت علی شاه(بنیانگذار مرثیه سرایی در زبان و ادبیات سندی، شاعر معاصر دوره کلهورا و تالپورا ) هم در آن شرکت می کرد. در ماه محرم، هر سال بعد از عاشورا سید ثابت علی شاه از حیدر آباد به مکلی تته رفته ، در جلوه گاه امامین، به شب زنده داری و عبادت مشغول می شد. اکنون نیز این جلوه گاه مرجع خلایق بوده، حاجت خواهان بدینجا روی آورده، زیارت  و دعا می خوانند و حاجت می گیرند.

برهمن حسینی:
خلفای عباسی تمام نواحی مفتوحه توسط امویان را ، به تصرف خود در آوردند که سند نیز  از جمله آنان بود. منصور دوانقی، عمر بن حفص را به عنوان حاکم سند به این سرزمین اعزام کرد، چندی بعد "محمد نفس زکیه" و "ابراهیم"، عَلَم حمایت از اهلبیت را بر افراشتند، با عباسیان جنگیده و هر دو برادر به درجه شهادت نایل آمدند. عبدالله الاشتر بعد از جهاد "نفس زکیه"، همراه با تعدادی وارد سند گردید. در این زمان عمر بن حفص عباسی حاکم سند بود اما نقل است که او به تشیع تمایل داشت و به آنها خیر مقدم گفته و با عزت و احترام از آنها استقبال نمود.عمر بن حفص به علت ترس از خلیفه ی عباسی عبدالله الاشتر و یارانش را پیش راجایی هندو که فردی شجاع بود فرستاد. ٥

طبق روایتی دیگر در سال ۱۲۹ هجری حسین بن علی شفت بن حسن مثنی بن حسن بن علی ابن ابیطالب در مدینه عَلَم حمایت از حقوق اهلبیت(س) را بلند کرد. وقتی که حسین بن علی در مکه با سپاهیان عباسی به جنگ پرداخت، تعدادی غلام ترک و هندو به او کمک کردند. بعد از جنگی که در سند پیش آمد و عبدالله الاشتر در آن کشته شد، بیوه ی او (که دختر یکی از راجاهای سند بود) همراه پسرش پیش برهمنانی که از اقوام وی بودند رفته و پس از بازداشت بدست برهمنان، همه آنها را به عنوان اسرای جنگی نزد منصور ، خلیفه عباسی فرستادند و منصور نیز این اسرا که به "غلامان هندو" معروف بودند را به مدینه فرستاد.کمک و یاری این غلامان هندو سبب پیروزی حسین بن علی را فراهم ساخت و تعدادی از آنها نیز در این معرکه همراه حسین کشته شدند و برخی از آنها پا به فرار گذاشته به سند باز گشتند. پس از این حادثه، فرزندان همین افراد، خود را "اولاد حسینی" یا "برهمنان حسینی" می خوانند.

حضرت لعل شهباز قلندر:
به گفته ریچارد برتون درمیان اسامی عرفا و درویشان بزرگوار سند ، اسم حضرت لعل شهباز قلندر در راس قرار دارد. نام اصلی وی عثمان مروندی بود. او نه تنها درویشی بلند مرتبه بلکه زبانشناسی ماهر ، جهانگرد ، شاعر و ادیبی برجسته نیز بود. سال وفات وی ۶۷۳ هجری مطابق با ۱۲۷۳ میلادی می باشد. او به اصول تصوف و درویشی به شدت عمل می کرد. حضرت لعل شهباز قلندر چون فرزندی نداشت ، شاگردان وی خلیفه وجانشین او بودند.

بنا به روایت دیگری حضرت لعل شهباز قلندر از اولاد حضرت امام موسی کاظم می باشد. اجداد وی در کربلای معلی (عراق) ناظر اعلی و مدیر باغ حضرت امام جعفرصادق بود و در سال ۵۶۱ هجری در سن ۱۱۲ سالگی فوت کرد. حرم لعل شهباز قلندر واقع در "سهون شریف" سند ، مرجع خلایق است. او غلامی شاه ولایت حضرت علی(ع) را برای خود موجب افتخار می دانست و در منقبت زیر ، اعتقاد و ارادت خود را نسبت به حضرت علی(ع) ابراز کرده است:

جام مهر علی ز در دستم
بعد از جام خورده ام مستم
کمر رندی و قلندری بستم
از دل پـاک حیـــدری هستم
حیــدری ام قلندرم مستم
بنده ی مرتضی علی هستم
سرگـروه تمام رندانم
رهبـر  عـاشقان  مستــانم
هـادی سالکان عرفانم
که سگ کـوی شیر یزدانم
حیــدری ام قلندرم مستم
بنده ی مرتضی علی هستم

مرقد لعل شهباز قلندر در شهر سیهون شریف از شهرستان دادو قرار دارد و قرنهاست که به برکت وجود او فضای آن دیار مملو از فریاد علی علی می باشد. امروز نیز اگر بدانجا سفر کنیم، از هر سو همین صدا را خواهیم شنید:

دمادم مست قلندر
علی مقام اول است
(برخلاف کج اندیشان امام علی (ع) در امر خلافت ، مقام اول است)

بر طبق نقل دیگری او در زمان حکومت خاندان غلامان بر سند ، در سال ۶۴۴هجری ، به شهر سهون شریف وارد شد. پدر بزرگوار او سید ابراهیم چنان به عبادت خداوند مشغول بود که علیرغم سن زیاد به فکر ازدواج نیفتاد و در نهایت پس از زیارت کربلا تصمیم به ازدواج گرفت و با دختر سید سلطان شاه ، حاکم "قردن" صیغه عقد جاری کرد. حلقه ارادتمندان او زیاد بودند. مخدوم زمان، حضرت لعل شهباز قلندر دارای مرتبه والایی بود و در اطراف و اکناف هم شهرت داشت. همیشه سرشار از عشق الهی بود و به اهلبیت(س) تمایل قلبی داشت. چه اتفاق قشنگی است که حضرت غریب نواز خواجه معین الدین چشتی اجمیری نیز از فرزندان امام  هفتم ، حضرت امام موسی کاظم علیه السلام است. به هر حال خدمات خالصانه ، ساده زیستی، طهارت نفس، سعه صدر و حسن خلق این عارفان نه تنها دل مردم را به دست    می آورد بلکه این پادشاهان بی تاج ، بر دلها اکثریت حکومت داشته اند و بعد از قرنها امروز نیز به همان اندازه مورد احترام و تکریم می باشند و حتی عزت و مقام آنها هر روز، افزون تر می گردد. عَلَم پاک و مبارکی که بر مزار وی نصب است نه تنها دارای حیثیت تاریخی است بلکه بلندترین علم نیز می باشد.

حضرت شاه عبدالطیف بهتایی:
شاه عبدالطیف بهتایی نوه ی شاه عبدالکریم هلری درویش و عارف بالله معروف سند بود. طبق تحقیقات اخیر درباره ی ورود پدر بزرگ وی از هرات به سند و ساکن شدن در اینجا ، اطلاعات مشروحی به دست آمده است. شاه حبیب پدر شاه عبدالطیف بهتایی نیز مرد متقی و پارسایی بود که در سند پایین سکونت داشت. بر اساس اطلاعات تاریخی مختصری که در دست است ، "میرزا قلیچ بیگ" ، سوانح زندگی شاه عبدالطیف را مجدداً بازنویسی و در نهایت این مطالب توسط "پروفسور گربخشانی" به اتمام رسیده است.

از مطالعه ی "شاه جو رسالو" یعنی دیوان اشعار ایشان آشکار می گردد که شاه عبدالطیف با علوم قدیم آشنایی تام داشت و از زبان و ادب عربی، فارسی و سانسکریت استفاده می کرده است و در اشعار خود به قرآن پاک و حدیث در سطح وسیعی استناد می نموده و در بعضی از بندهای اشعار دیوان وی "رسالو" ، اقتباسات زیادی از این منابع اسلامی را می توان مشاهده کرد. ٦

"مسلک اساسی شاه عبدالطیف تصوف است، تصوف و فلسفه همان نسبتی را با هم دارند که بین دل و دماغ می باشد. دو نوع عمل است، جهت یافتن یک حقیقت، یکی روانی و دیگری عقلی. اما از افلاطون و ارسطو تا محی الدین ابن عربی و امام غزالی پیوند های تصوف و فلسفه مانند دل و دماغ است و هر دو ، انسان را به یک منزل سوق می دهد. به ویژه در تصوف اسلامی، فلسفه ، ارزش جداگانه ای ندارد بلکه هر دو مانند یک جان و یک قالب هستند. اندیشه های صوفیانه و فیلسوفانه ی شاه عبدالطیف کاملاً در یک ضرب آهنگ و موسیقی ، گنجانده شده است و از رنگهای متنوع در آن یافت می شود. همه احساسات و عواطف عاشقانه در آن موج می زند. محسوسات در سطوح مختلف در آن نمایان است. وضع به گونه ای است که گویا تعدادی رودخانه به یک دریا ریخته ، اقیانوس بی کرانی را تشکیل داده است."

شاه عبدالطیف، شاعری عارف بود اما به دور از آن نوع اندیشه ی صوفیانه ای که انسان را تارک دنیا می کند بلکه برعکس آن نوعی که پذیرش زندگی را می آموزد. به جای «ترک»، «طلب»  را تعلیم     می دهد. طبق آموزه های او «طلب» ، عملی متحرک ، روح افروز وعمیق است. انتظار ، وابستگی واضطرابی که در هنگام جستجوی چیزی به دست می آید کمتر از آن شادی نیست که موقع یافتن آن چیز ، برای انسان حاصل می شود. ٧

اکثریت عارفان بزرگ سندی ، در کشورهای اسلامی و یا در سرزمین های کفر ، در هر شرایطی ، پس از زنده کردن یاد خداوند ، نام محمد و آل او را بر جهانیان روشن ساختند.

عزاداری سالار شهیدان در "سکّر" و "روهری":
"روهری" از لحاظ تاریخی استحقاق آن را دارد که جانشین شهر "ارور" به حساب آید. این شهر باستانی واقع در ناحیه ی  سند بالایی ، در قرن هفتم هجری به سبب تغییر مسیر رودخانه ویران شده بود. سپس در نزدیکی آن ، شهر جدیدی بنا شد که به شهر "روهری" معروف گردید. در روبروی شهر روهری و آن طرف رودخانه، شهر سکّر قرار دارد. هر دو شهر از لحاظ آب و هوا جزء گرمترین شهرها محسوب می گردند. در این دو شهر ، همراه با مردم بومی ، مهاجرین خارج از سند نیز ساکن هستند که برخی از آنها از ایالات  مختلف هند به ویژه از ایالت "اتارپرادش" به اینجا روی آورده اند. مردم محلی و مهاجرین هر دو با هم در ایام سوگواری، مراسم عزاداری را با ارادت بسیار و به طرز با شکوهی برگزار می کنند.

درمیان بومیان ، دو خانواده ی بزرگ «معصومی» و «موسوی» هستند که هر دو از سلاله ی حضرت امام موسی کاظم(ع) می باشند.

از لحاظ تاریخی نقش برجسته ی خانواده ی معصومی در دوره ی سلطنت اکبرشاه بزرگ کاملاً نمایان است زیرا شاه به دلیل شایستگی های دینی، علمی، فضل و کمال میر معصوم شاه وی را سفیر خود قرار داد و بسیاری از املاک شاهی را نیز به ایشان اعطاء نمود امّا شهرت اصلی وی به خاطر فضل و کمال او است. وی شاعری ممتاز و مورخی ماهر بود. ایشان  «نامی» را به عنوان تخلّص انتخاب کرد و «تاریخ معصومی» نوشته ی معروف وی درباره ی سرزمین سند، مدرک تاریخی بسیار مهمی به حساب می آید. علاوه بر علم ، فضل ، شجاعت و عدالت پروری، به معماری نیز علاقه ی ویژه ای داشت. خیابان مناره که نام خود را از مناره ی معصوم اخذ کرده و سکّر قدیم را به سکّر جدید وصل می کند از یادگارهای معصوم شاه است. علاوه بر این «عیدگاه روهری» و مسجد معروف سکّر به نام « منزل گاه» و مسافر خانه معروف «آرامگاه» ، یادگار توانمندی های معماری آن بزرگوار می باشد.

در سال ۹۶۲ هجری "شاه حسین ارغون" بدون داشتن هیچگونه فرزندی از دنیا رفت لذا حکومت وی بین دو نفر امیر زاده تقسیم شد. تته قسمت میرزا عیسی ترخان و ایالت بکّر سهم شاه محمود اصفهانی شد. در زمان شاه محمود اصفهانی بود که "سید صناعی" پدر معصوم شاه از قندهار به بکّر آمد و در اینجا سکنی گزید. چون میر معصوم شاه به دلیل اخلاق و رفتار خوش خود بسیار معروف شده بود لذا فرزندان وی لقب خانوادگی «معصومی» برای خود اختیار کردند. خدمات معصومیان در رابطه با عزاداری اهلبیت(ع) بسیار ارزشمند و پراهمیت می باشد. مراسم سوگواری که از دوران پدر گرامی ایشان ادامه داشته، به مرور زمان گسترده تر شده است. امامبارگاه قدیمی این خانواده ی معروف در سکّر نوسازی شده ، جدیداً تزیین گردیده است. نام این حسینیه ی تاریخی در گزارش و آرشیو رسمی دولت نیز مندرج است. در دهه ی اول ماه محرم ، مجالس سوگواری زیادی برگزار می شوند و در روز عاشورا ، دستجات عزاداری به خیابان ها می آیند.

خانواده ی دیگر یعنی "موسوی ها" نیز سادات کاظمی هستند. جدّ بزرگشان "عبدالاول" بود. میرعبدالباقی یکی از بزرگان این خانواده در زمان اکبر شاه به سمت قضاوت منصوب شد و خمس درآمد زمین های زراعی روهری و املاک زراعی شاهی نواحی اطراف آن ، به این بزرگوار می رسید. میر باقی در سال ۱۰۱۹ هجری رحلت نمود. خاندان موسوی نیز برای عزاداری تلاش و اهتمام فراوانی می کردند و به محض رؤیت هلال ماه محرم ، برگزاری مجالس سوگواری آغاز می گردید. مسجد «گتی» که در زمان اکبر شاه احداث شد ، اینک تحت نظارت و مدیریت این خانواده می باشد و مجالس عزاداری در آن برپا       می شود. در روز دوم محرم از این محل نیز دسته های سینه زنی به حرکت درمی آیند و تعزیه های اینجا بسیار مشابه تعزیه های مولتان است که با چوب درست می شوند اما خیلی زیاد بزرگ نمی باشند. (تعزیه در اینجا به معنی شبیه حرم امام حسین را با کاغذ ، چوب و غیره ساختن ، می باشد که در شبه قاره بسیار از قدیم الایام مرسوم است)

پس از ورود مهاجرین، عزاخانه های جدیدی احداث شد و مجالس عزا نیز رونق بیشتری گرفت. سوگواری بر روی آتش که از کشور "برمه" شروع و به حسینیه ی آصفی لکهنؤ منتقل گردید بعداً در سراسر کشور توسعه و گسترش یافت و در سکّر نیز در ایام عزا این آیین را می توان مشاهده کرد. در میدان وسیع سکّر قدیم در شب عاشورا ، عزاداری بر روی آتش معمول گردیده است. راهپیمایی عَلَم در هشتم محرم نیز بسیار معروف است. این عَلَم را علمبرداری خاص حمل می کند که لباس ، شکل و قیافه او متمایز از سایر عزاداران بوده ، کاملاً نمایان می باشد یعنی عمامه سیاه به سر ، عبای سیاه بر تن و شال سفید برّاق دور کمر پیچیده ، سپربسته ، شمشیر در نیام آویخته و با پای برهنه با مهارت خاصی علم سنگینی را در تمام راه به دوش می کشد.

در سکّر قدیم « پِرها » بسیارند. "پر" یعنی چه؟ لازم است در خصوص اصطلاح "پر" در اینجا توضیحی ارائه گردد. به طور مختصر می توان گفت: "پِر" یک نشان برجسته ی افتخاری است و این نشان عبارتست از عَلَمِ بلندی که از خصوصیات بارز آن، بلندی قابل توجه برخی پرهای آن می باشد و محور اساسی تمام مراسم عزاداری، همین پرها هستند و مجلس سوگواری در همین جا برگزار می گردد. شما   می توانید به "پر" ، حسینیه هم بگویید. افزایش جمعیت ، نوسازی ها و گسترش عزاداری موجب شد که عزاخانه های جدیدی احداث شوند و در صحن حیاط حسینیه ها "پر" نصب نمایند. در اینجا یک "پِر" ، به قدمت صد سال وجود دارد که به نام "پر" سید مهر شاه ، معروف است. سید مهر شاه که در سال ۱۲۸۴ هجری وفات یافت از خاندان موسوی بود. در جایی که این علم همراه با پر معروف آن نصب است ، بر روی لوح سنگی مرمرین به حروف برجسته جمله ی «وصی المصطفی حقّا» حکاکی شده است.

اینک توجه خوانندگان را به بخش گذشته ی کتاب تحت عنوان «تاریخ عزاداری» معطوف می داریم که طی آن عزاداری در چهار قرن گذشته در روهری قدیم را تفصیلاً بیان داشته ایم. بدیهی است از آن می توان حدس زد که تاریخ عزاداری در این شهر چه قدمتی دارد.

عزاداری در حیدر آباد:
حیدرآباد ، دومین شهر بزرگ سند می باشد که مسلمانان تقریباً هزار و صد سال در این سرزمین حکومت داشته اند اما این شهرعاری از کرّوفرّ و یادگارهای پادشاهان است مگر یک قلعه و یا مقابر فرمانروایان کلهور و تالپوران ، ... و از قلعه هم فقط چهار دیواری آن به عنوان نشانی از عظمت گذشته ی شهر باقی مانده است. عزاداری در مناطق قدمگاه مولا علی(ع)، حسینیه ی دادن شاه ، محفل حسینی و شهرک سادات لطیف آباد از شهرستان حیدرآباد، دارای اهمیت ویژه ای می باشد.

دهم محرم یعنی در روز عاشورا، بزرگترین دستجات سینه زنی مرکزی تشکیل می شود که عَلَم سنتی ، تابوت ، ذوالجناح ، تعزیه و غیره از نقاط مختلف شهر سرازیر شده ، به هم پیوسته و با ابهت زیادی از مسیر سنّتی معینّی عبور و به حسینیه ی "دادن شاه" ختم می گردد.

در روزهای عزا در شهر حیدرآباد مجالس زیادی برپا می شوند. دستجات عزادار راهپیمایی تشکیل می دهند. افراد محلی و مهاجرینی که بعد از استقلال پاکستان به این شهر آمده اند در ترویج و گسترش مجالس عزا و راه اندازی دستجات عزاداری نقش به سزایی ایفا کرده اند. یکی از این ها عزاخانه ای است واقع در نبش بازار شاهی که منسوب به "دکتر منظور مهدی" می باشد که در آن مجالس مختلفی منعقد   می شود. دیگری در منزل "سید افضل حسین" ، مغازه دار کفش فروشی است که از مدت ها قبل مجالس و محافل در آن برقرار می شود. به اهتمام جماعت خوجه ، در حسینیه ی "محفل حسینی" نیز مجالس سوگواری برگزار می گردد. "سید دادن شاه" مقام معروف و برجسته ی شهر، جهت گسترش و ارتقاء عزاداری خدمات شایسته ای ارائه داده است. او قطعه زمین بزرگی از ملک شخصی خود را برای بنای "مقام کربلا" به انجمن محلی به نام "حیدریه" اعطاء نمود.

مراسم حنای حضرت قاسم:
در شب هفتم محرم الحرام آیین ویژۀ حنای حضرت قاسم بن حسن(ع) ، از مراسم معروف حیدرآباد می باشد. "قوم شیدی" در سند ، مراسم حنا را با اعتقاد و شکوه خاصی برگزار می کنند و از "پِرهای" مختلف عبور کرده در قدمگاه مولا علی(ع) پایان می پذیرد. نکته ای که بر رونق و شکوه این مراسم می افزاید آنست که مرد ، زن و بچه های قوم شیدی همگی پارچه ی سیاهی به پیشانی خود بسته ، بر سرهای برهنه خاک ریخته ، با اشک روان و نوحه بر لب راه می روند. چه منظره ی سوزناکی است زیرا دیگر عزاداران با دیدن این صحنه های غم انگیز نمی توانند جلوی گریه ، ناله ، شیون و آه و فغان خود را بگیرند. شیدی ها با ماتم و گریه وارد حسینیه می شوند و طبل مخصوصی می نوازند. قوم شیدی به حضرت عباسِ علمدار(ع) ، اعتقاد ویژه ای دارند و بخش سند شناسی دانشگاه سند به این واقعیت ، اعتراف و رسم نصب پرچم بر روی خانه های قوم شیدی را تایید نموده است. هیچ شخصی ، صرف نظر از نژاد ، رنگ و مذهب ، نمی تواند بدون تأثیر پذیری قلبی ، از کنار مراسم عزاداری قوم شیدی عبور نماید.

مجلس عزای ویژه ای که از طرف خان بهادر میرزا اسکندر بیگ در محلی به نام "تندو تهورا" ، در سه ، چهار کیلومتری حیدرآباد برگزار می شود ، در اطراف و اکناف بسیار معروف است. این خاندان را روح ، روان و جان عزاداری حیدر آباد می شمارند. ایشان ، نه تنها در منطقه خود بلکه در شهرهای مختلف سند جهت ترویج و گسترش عزاداری سهم بزرگی دارند. با اینکه پشت اندر پشت ثروتمند بوده اند در روزهای عزا از لباس نفیس و گرانقیمت و از غذاهای متنوع دوری می جویند، روی زمین می خوابند و لباس سیاه می پوشند. میرزا حسین علی بیگ یکی از اعضاء همین خانواده با هزینه هنگفتی ، مسجد و حسینیه ی با شکوهی احداث کرده است که در روزگار آینده به یادگاری بزرگی برای وی تبدیل خواهد شد.

دستجات عزاداری از دهه اول محرم آغاز می گردد ، خصوصاً از هفت محرم به بعد مجالس تشکیل می شود. در نهم محرم دسته های بی شماری برپا خواهد شد. در همین روز دستجات انبوهی از قدمگاه راه می افتند و از خیابانهای راه آهن، فوجداری، بوهری و خیابان رساله عبور کرده  به همانجا       بر می گردند.

سندی ها روز عاشورا را روز "حشر" می نامند که تا حدّ زیادی هم قرین صحت می باشد. در روز عاشورا ، عزاداران ، تعزیه ها ، ضریحها و تبرکات دیگر را به قدمگاه می آورند و یک اجتماع و راهپیمایی بسیار بزرگی را ترتیب می دهند و ناله کنان و در حال نوحه خوانی به سوی کربلای "دادن شاه" روانه    می گردند. در این مسیر زنجیر زنی ، قمه زنی و نوحه خوانی ادامه دارد. در جایگاه های مخصوصی افراد سرشناس و برجسته ، درباره ی واقعه ی کربلا سخنرانی می کنند و بدین منوال نخستین دهه ی محرم پایان می پذیرد.

عزاداری در لارکانه:
اولین سبب شهرت لارکانه شهر "موهنجودرو" می باشد که همیشه مرکز توجه جهانگردان سراسر دنیا بوده است. نقل است که قوم "لارک" این شهر را آباد کرده بود و به همین مناسبت "لارکارنه" نامگذاری شده است. پس از حفاری باستان شناسان در لارکانه ، شهری باستانی از زیر زمین کشف شد که از چهره ی تمدن چهار هزار ساله ی سرزمین سند پرده برداشت. به همین دلیل باستان شناسان این تمدن را، از قدیمی ترین تمدنهای جهان می شمارند. با توجه به این که تاریخ تمدن سند موضوع جداگانه ای است لذا به بحث اصلی یعنی عزاداری در لارکانه می پردازیم.

در لارکانه همانند شهرهای دیگر سند خانواده هایی را که در قرن گذشته از جاهای مختلف به این سرزمین آمده و ساکن شده اند ، همراه با شهروندان اصلی و بومی خواهید دید. خانواده های زیادی هستند که از پنجاب ، بلوچستان یا سرحد مهاجرت کرده اند امّا با گذشت سالهای متمادی در آنجا کاملا دارای فرهنگ سندی شده اند و به سندی بودن خود نیز افتخار می کنند.

درمیان عزاداران محلی لارکانه خاندانهای "جعفری" و "کچی" بسیار معروفند. علاوه بر این نقش خانواده های خوجه ، سادات ، پتان (که از استان سرحد به این سرزمین آمده اند) و مهاجرینی که بعد از استقلال پاکستان وارد این شهر شده اند ، را در گسترش و ترویج عزاداری نمی توان فراموش کرد. همه ی اینها در رواج عزاداری سهم فعالی داشته و عزاداری لارکانه را یک مقام و منزلت خاصی بخشیده اند.

همانطور که می دانید "سومرو های" سند مسلمان بودند و پس از کمی تحقیق به این نکته پی می بریم که ابتدا به فرقه اسماعیلیه تعلق داشتند و بعداً به تشیع گرویدند ، در واقع فرزندان جدّ بزرگ این خانواده یعنی "محمد خمسا" عقیده ی شش امامی اسماعیلی را ترک نموده و مذهب شیعه اثناء عشری را اختیار کرد و یک نفر از فرزندان ایشان به نام "محمد پریل" شهرت فراوانی یافت. به زبان سندی "پریل" یعنی موی سفید و یا دارای موهای سفید (زال) زیرا محمد پریل ، در پیریِ پدرش به دنیا آمده بود لذا پدر به مناسبت موهای سفید خود ، اسم بچه اش را پریل گذاشت. محمد پریل نه تنها عزادار جدّی امام حسین(ع) بود بلکه جهت ترویج و گسترش عزاداری ، خدمات شایانی انجام می داد. محمد پریل صاحب کتاب نیز بود. کتاب «غم حسین» وی بسیار معروف و از مقبولیت خوبی برخوردار است.

در واقع انگیزۀ اصلی آغاز عزاداری در این خانواده ، وقوع یک معجزه بود. می گویند: عارفی وارسته به نام "نجف" در کنار "نهر گهار" زندگی می کرد. شخصی خدمت او رسید و اطلاع داد: دو نفر اسب سوار بر پل نهری ترا طلب می کنند. آن عاشق چون به پل رسید ، دو نفر شاهزاده را دید که منتظر او بودند. قیافه های آنان چنان نورانی بود که آن ملنگ عاشق ، از خود بیخود شد و از هوش بِرفت و فقط صدایی می شنید که «چرا نشانه و یادگاری از ما احداث نمی کنی؟» ملنگ عاشق به محل سکونت خود برگشت و از همان روز عزاداری را آغاز کرد. پس از او مسئولیت این کار را "محمد پریل" به عهده گرفت. اینک مسجد ، حسینیه و مسافر خانه ای وجود دارد که این خانواده احداث کرده و تحت سرپرستی انجمنی کار می کنند.

دوّمین خانواده ی ممتاز این شهر "کچی" می باشد. این بزرگواران با الهام از سنتهای اسلامی،   اهل هنر ، حرفه و فن هستند. خانوادۀ کچی لارکانه نیز اهل حرفه و فن بوده و شغل زرگری را برای خود انتخاب کرده اند. اکنون با گذشت زمان به تحصیلات نیز روآورده و امروزه مناصب بزرگی را عهده دار هستند و عده زیادی از خانوادۀ کچی ها در لارکانه زندگی می کنند و در خدمات دینی و اجتماعی در اغلب اوقات پیشرو هستند. در گسترش عزاداری مظلوم کربلا نقش فعالی دارند. وقتی از "حسینیه ی جعفری" که توسط خاندان جعفری ها احداث شده ، تقریبا نیم مایل دور شویم ، به حسینیه ی با شکوه "علی گوهرآباد" می رسیم و کاملاً معلوم می شود که "کچی ها" این حسینیه را احداث کرده اند و ذکر اهلبیت(ع) در آنجا با اهتمام خاصی صورت می پذیرد. در عاشورای حسینی در این حسینیه ، دستجات عزاداری (راهپیمایی) بزرگی تشکیل می شود. موسس و مجوزدار فعلی این دستجات (راهپیمایی) "نیاز حسین کچی" فردی حقوقدان است. این دستجات عزاداری تقریباً دوازده ظهر راه می افتد و از حسینیه جعفری ، محله و منزلگاه قادریها و مسیر سنتی و همیشگی خود می گذرد و ساعت هفت یا هشت بعد از ظهر در حسینیه ی کچی ها واقع در علی گوهرآباد پایان می یابد و عزاداران با غذای نذری ، پذیرایی می شوند. در مسیر ، دستجات دیگر نیز به آنها می پیوندند مثلاً زائرینی که از مزار بهارشاه بیرون می آیند به این گروه ملحق می شوند. علاوه بر این از حسینیه کچی ها ، در تاریخ ۷ و ۸  و ۹ محرم ، دستجاتی راه می افتد به ویژه در نهم ماهِ محرم دستۀ حنای حضرت قاسم بن الحسن نیز از همین حسینیه شروع خواهد شد. در بیستم صفر دستجات عزاداری اربعین حسینی با شکوه و عظمت خاصی برپا می گردد و در ۲۸ صفر نیز در این عزا خانه مراسم سوگواری دیگری تشکیل می یابد.

علاوه بر این ، خانواده ی سید امیر علی شاه از میان خانواده های سادات دارای اهمیت خاصی است. مقامات مختلف در طی قرنهای گذشته از مناطق گوناگون کشور به شهر لارکانه آمدند از جمله در دوران کلهورا یکی از خانواده های سادات مولتان که رئیس آنها "سید فقیر علی شاه بخاری" بود به اینجا آمده و سکنی گزیدند. سید امیر علی شاه  پسر سید فقیر علی شاه بخاری در لارکانه عزاداری را آغاز کرد زیرا از طرف دربار سلاطین تالپورا به انجمن های مختلف ایالت سند جهت ترویج و گسترش عزاداری ، سالی یک بار مبلغ ویژه ای به عنوان کمک مالی اعطاء می شد و در همین راستا به عزاخانه سید امیر علی شاه هم کمکی به مبلغ دویست  روپیه رسید و تا برقراری حکومت انگلیسیها ادامه داشت امّا بعداً متوقف گردید. ولی نرسیدن کمک مالی جلوی استمرار عزاداری را نگرفت و جنیدل شاه پسر امیر علی شاه خدمت به عزاداری را ادامه داد. بعد از جنیدل شاه ، پسرهایش این خدمات را ادامه دادند و  اکنون نیز تحت سرپرست همین خانواده مراسم عزاداری برگزار می شود. یک تعزیۀ چوبی زیبا ، توسط خانوادۀ سید محمود شاه تهیه شد که  «پر» آن به اسم ایشان معروف است. در روزهای مخصوص دهه محرم ، ۱۲ محرم و جمعه های ماه مبارک رمضان در این حسینیه مجلس برپا می شود.

خاندان دیگری که از بخش "کمالیه" شهرستان فیصل آباد  به شهر لارکانه آمدند و در اینجا ساکن شدند به اسم "لاهوری ها" معروفند. یکی از محله های شهر لارکانه به مناسبت این خاندان ، محله "لاهوری" نامیده می شود. رئیس این خاندان "نواب خان بهادر تهارا خان" بود. چون نواب خان در آن منطقه (محله لاهوری) زندگی می کرد لذا آنرا محله ی لاهوری  نامیدند. همچنین وجه تسمیه ی "علی گوهرآباد" نیز به مناسبت نام یکی از پسرهای آن نواب می باشد. این خانواده در احداث حسینیه ی محله لاهوری و تشکیل مجلس عزاداری و راه اندازی دستجات سهم به سزایی دارند.

پس در "محله لاهوری" ، "حسینیه ی اهل سرسی" مهاجرین واقع است و در "محله ی دری" شهر لارکانه ، حسینیه های "سید سلطان حسین" (از سلطانپور اتارپرادش) ، "سید انوار حسین زیدی" و "علی اوسط نقوی" (از منطقۀ الور) و آقایان دیگر قرار دارد و مجالس عزاداری نیز در آنها برگزار می شود و گاهی دستجات عزاداری نیز راه اندازی می شوند. مثلا در هشتم محرم از عزاخانه ی "علی اوسط" دستجات عزادار با ذوالجناح بیرون می آید.

پیشاوری ها که از پنج پشت در اینجا هستند به اندازۀ دیگران در گسترش عزاداری نقش داشته اند و عزا خانه ی مخصوص خود نیز دارند. محفل حسینی خوجه ها را که قبلا ذکر نموده ایم. تقریبا پنجاه خانواده از خوجه های اثناء عشری دوازده امامی در اینجا ساکنند. ٨

عزاداری خیرپور:
شیدای امام حسین(ع) ، فدائی اهلبیت رسالت ، مرد حق پرست و مومن ، جناب میر علی مراد خان تالپور ، والی اسبق ایالت خیرپور میرس در ۲۹ ژوئن ۱۹۳۲ در محل "برائتسن" که پدر وی در زمان ولیعهدی خود در آنجا زندگی می کرد ، به دنیا آمد. از "دانشکدۀ ایچی سن" معروف به " دانشکدۀ چیفس" لاهور تحصیلات خود را به پایان برد و در سال ۱۹۴۸ میلادی با عنوان ریاست ایالت بر تخت قدرت نشست. در سال۱۹۵۰ در امتحان مرکز کمبریج شرکت کرد و قبول شد. سپس برای تحصیلات عالی به انگلیس رفت. درسال ۱۹۵۱ میلادی رهبر ملت ، لیاقت علی خان ، اولین نخست وزیر پاکستان پس از استقلال ، او را برای حکومت خیرپور میرس انتخاب کرد. و آنجناب در سال ۱۹۵۳ به دلیل سعه صدر ، روشن فکری و بلوغ سیاسی خود ، طی دستوری ، در ایالت ، حکومت جمهوری و دموکراسی برقرار کرد.

آقای میر علی مراد خان در شهر خیرپور حسینیه بزرگی را  احداث کرد که به چلچراغ و فانوسهای طلایی مزین شده است. در تالار بزرگ این حسینیه ، مجالس برپا می شود. آقای میر در ایام شریف سوگواری شخصاً در دستجات عزاداری ، با پای برهنه شرکت می کرد.

آقای میر در محل سکونت خود در کوت دیجی نیز عزا خانه ی با شکوهی بنا کرده و عَلَم بسیار بزرگی نصب نموده است که در اطراف و اکناف بسیار معروف می باشد و آن جا را ، محله ی عَلَم بزرگ می نامند. عقیدۀ نواب علی مراد خان نسبت به اهلبیت اطهار از این عمل او آشکار می گردد که وقتی می خواست شبیه ضریح حرم سید الشهداء را بسازد ، تمام هنرمندان و کارگران را به کربلای معلی (عراق) فرستاد تا به چشم خود و از نزدیک ضریح اصلی سالار شهیدان را زیارت نموده ، ابعاد فنی آنرا نیز به دقت ملاحظه و با الگو برداری از آن ، بعینه آن ضریح مبارک را شبیه سازی کنند. این ضریح طلایی اکنون برای زوار و عزاداران حسینی موجب زیارت و حسنات جاریه می باشد. امروزه در سند دو عَلَم از جهت بزرگی بسیار معروف هستند ، یکی همین عَلَم موجود در کوت دیجی خان است و دوّمی علم حرم لعل شهباز قلندر که خانواده ی "حبیب" ، ثروتمند و صنعتکار معروف و  محب اهلبیت آنرا نصب نموده اند. این علم کاملاً از نقره درست شده است.

آقای میر ، همانطور که گفتیم ، فردی است با سواد، روشن فکر، دور اندیش ، علم دوست و ادب پرور و شاعری بلند مرتبه ، با اعتقاد خاصی در عزاداری امام شرکت می کند و بعد از تأسیس پاکستان و ورود مهاجرین در ایالت خیرپور میرس ، به مراسم محرم شکوه تازه ای بخشید. تعداد عزاداران زیاد شد و عزاخانه های جدیدی هم به وجود آمد و اکنون راهپیمایی دستجات مرکزی شهر توسط ساکنان ، اعم از مهاجرین یا سندی های جدید بر پا می گردد. تعدادی از انجمنهای سوگوار نیز درآن شرکت می کنند. خیر پور میرس افتخار دارد که سوزخوان نامی شبه قاره "عظیم الحسن" در اینجا سکونت داشته و اینک در همینجا مدفون است. شاگرد با استعداد وی "حسن عابد جعفری" بعد از او ، شمع سوزخوانی وی را همچنان فروزان نگه داشته و اخیراً فوت کرده است. مرثیه سرا و شاعر نامی ، آقای "نسیم امروهوی" نیز ساکن همین شهر و هم عصر "جوش ملیح آبادی" و "آل رضا" بوده و مرثیه های وی در جهان ادبیات اردو مورد تحسین و تجلیل قرار می گیرد.

محرم در خیر پور سند دارای ویژگیهای خاص خود می باشد. پس از خاتمه ی ایالت بودن  خیرپور ، عزاداری در این شهر دائماً رو به گسترش بوده است. علقه ی ادباء و دانشمندان، عقیده صمیمی مومنان ، خدمات خستگی ناپذیر خانواده ی میر ، محرم در خیرپور را رونق عجیبی بخشیده است. در ایام عزاداری تمام شهر غرق در سوگ می باشد. در فصل عزاداری گلهای مجالس سوگواری ، نوحه خوانی ، عَلَم ، سبیل ها ، نذر و نیاز ها وغیره در جای جای شهر شکوفا می گردد. در دوران استقلال ایالت میرپور ، عَلَم داران تشویق می شدند و در هر جایی که "پر" قرار داشت ، در دهه ی اول محرم ، حداقل یک مجلس و حتماً یک دسته راهپیمایی برپا می شد. این روند امروز نیز ادامه دارد. در منزل مسکونی آقای نواب، یعنی "کاخ فیض" در ماه ذیحجه سه نوبت مجالس مربوط به حضرت مسلم بن عقیل برپا می گردد که مؤمنین زیادی در آن شرکت می نمایند. خود آقای نواب نیز در مجالس حضور می یابد.

«کهونبوه»:
کهونبوه سنت ویژه ای است که از یکی از رسومات جشن عروسی گرفته شده است و بر اساس این رسم یک پیام رسان از مدینه می آید و پیغام و نامه ی حضرت صغرا دختر امام حسین(ع) را برای امام می آورد. نامه ، درباره ی عروسی حضرت علی اکبر است. در حسینیه "کوت دی جی خان" و حسینیۀ "علم بزرگ" خیرپور میرس ، رسم کهونبوه منعقد می گردد. در کوت دی جی خان پیام رسانی سوار بر اسب وارد می شود و روضه خوانی که در مجلس عزا ، مشغول مصیبت خوانی است از او می پرسد: شما کیستید؟ و از کجا آمده اید؟ قاصد می گوید: از مدینه می آید. منظره ی سوزناکی به وجود می آید. ناله و شیون شدیدی به پا می گردد. در خیرپور میرس کهونبوه از محل ایوان علی رضا شاه راه می افتد. همراه با دیدن قاصد حضرت صغرا، زیارت حنابندان حضرت قاسم نیز در همان روز تشکیل می شود. در هشتم محرم در شهر روهری ضریح معروف سرزمین سند تحت عنوان "ضریح مبارک" مورد زیارت عزاداران قرار می گردد و مؤمنین از سراسر ایالت در آن شرکت می کنند و این ضریح بین ضریحها ی دیگر ایالت سند از اهمیت مرکزی برخوردار است.

عزاخانه های زیر در خیرپور دارای اهمیت خاصی هستند:
۱. علم بزرگ و حسینیه : نوابان خیرپور و به ویژه والیان این ریاست در دهه ی ۱۹۷۰ میلادی این حسینیه و زیارتگاه علم بزرگ را تکمیل کردند. به مناسبت اسم این حسینیه ، این محله را "علی مراد" نامیدند که تعداد زیادی از مهاجرین که اکثراً از سادات می باشند در آن محل ساکن هستند. غیر از دهه ی محرم در ایام مخصوص نیز مجالس عزا در این حسینیه برپاست. علاوه بر این حسینیه ، در یک عزاخانه ای که بر روی تپهّ کوت دیجی واقع است نیز ، مجالس عزا و نذر و نیازهایی به صورت منظم در ایام محرم تشکیل می گردد.

۲. حسینیه  انجمن حیدری

۳. حسینیه قصر حسینی

۴. حسینیه فیض حسینی

۵. حسینیه هاشمیه

۶. حسینیه سجادیه

۷. حسینیه شهیدان کربلا

۸. حسینیه اصغریه

۹. امامبارگاه حسینیه

۱۰. امامبارگاه قصر عباس


مجالس و دستجات:
در تمام عزاخانه های مذکور مجالس در بعد از ظهر منعقد می گردد.

۶ محرم: دراین روز ساعت ۲ بعد از ظهر از حسینیه انجمن حیدری دستجات عزا راه افتاده و ساعت ۷ بعد از ظهر در همین جا پایان می پذیرد.

۷ محرم: در این روز دسته های حنابندان حضرت قاسم تقریباً از تمام عزاخانه ها حرکت می کنند.

۸ محرم: دستجات مرکزی توسط انجمن حیدری راه می افتند و هیئت های دیگر شهر نیز به آن ملحق می شوند.

۹.محرم: در این تاریخ مراسم شب عاشورا به پا می گردد و طواف تعزیه ها و سوگواری بر روی آتش برگزار می شود.

۱۰ محرم: در روز عاشورا بزرگترین راهپیمایی (دستجات) مرکزی از امامبارگاه حیدری راه افتاده و در قبرستان مرکزی در نزدیکی عَلَم پایان می یابد و سپس تمام تعزیه ها را در همان جا زیر خاک دفن می نمایند.

مجالس شام غریبان:
تقریباً در تمام عزاخانه ها برپا می شود .

در بیستم صفر ، مجالس و دستجات عزای اربعین سالار شهیدان ، در ۲۸ صفر مجلس و دسته های عزادار شهادت حضرت امام حسن(ع) و هشتم ربیع الاول روز آخر عزاداری از حسینیه علم بزرگ "تعزیۀ  ساکت" (عزاداری بدون سینه زنی) راه می افتد. در هشتم ربیع الاول سفره ی سوگواری را جمع می کنند و ایام سوگواری سال به پایان می رسد.

 
منابع و مآخذ

۱ "آب کوثر" - تألیف : شیخ محمد اکرام - لاهور - ۱۳۸۱ هجری
۲ "عزاداری در سند" - تألیف : میرزا امام علی بیگ افسر - حیدرآباد سند - ۱۹۹۷
۳ "عزاداری در سند" – تألیف : میرزا امام علی بیگ افسر - حیدرآباد سند - ۱۹۹۷
۴ "عزاداری در سند" – تألیف : میرزا امام علی بیگ افسر- حیدرآبادسند - ۱۹۹۷
۵ "تاریخ شیعیان علیع"- تألیف: علی حسین رضوی، آکادمی امامیه، کراچی-۱۹۹۲
۶ "فکر لطیف" – مؤسسۀ سند شناسی - دانشگاه سند – کتاب شمارۀ ۶۱- ۱۹۷۹
۷ "فکر لطیف" – مؤسسۀ سند شناسی - دانشگاه سند – کتاب شمارۀ ۶۱- ۱۹۷۹
۸ "نقوش راه" – تألیف : سید محمد هادی حسن – ناظم آباد ، کراچی - ۱۹۵۵

Cultural Center Consulate General of The Islamic Republic of Iran
27/A Shahrah-e Imam Khomeini Unit No. 7 Latifabad, Hyderabad - Pakistan
Tel: +92-22-3862555 Fax: +92-22-3861287 E-mail:
kfirihyd@yahoo.com
Web:
http://hyderabad.icro.ir

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 3470 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • برگزاري دومین دور گفت‌وگوهای دینی اسلام و هندوئیزم
    دومین دور گفت‌وگوهای دینی اسلام و هندوئیزم با موضوع «صلح و عدالت از دیدگاه اسلام و هندوئیزم» (4 شهريورماه) با حضور اندیشمندان و اساتید هندی و ایرانی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار شد.

  • برگزاری همایش «تحریم در تقابل با صلح جهانی، از نگاه ادیان»
    همایش «تحریم در تقابل با صلح جهانی، از نگاه ادیان» (31 تیرماه) با حضور رهبران و پیروان ادیان الهی، بزرگان دینی و نخبگان علمی حوزه و دانشگاه در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

  • برگزاری هفته فرهنگی ترکمنستان در ایران
    هفته فرهنگی ترکمنستان در ایران (26 خردادماه) به میزبانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت فرهنگ ترکمنستان در تالار وحدت تهران برگزار شد.

  • دیدار ابراهیمی‌ترکمان با رییس سازمان آرسیکا
    ابوذر ابراهیمی‌ترکمان در حاشیه برگزاری مراسم اهدای جوایز برگزیدگان یازدهمین دوره مسابقات بین‌المللی خوشنویسی با خالد ارن، رییس سازمان آرسیکا دیدار کرد.

  • افتتاح همایش بین‌المللی «آینده جهان اسلام در افق ۱۴۱۴ هجری شمسی»
    آیین افتتاحیه همایش بین‌المللی «آینده جهان اسلام در افق ۱۴۱۴ هجری شمسی» (8 اردیبهشت‌ماه) به همت مؤسسه آینده‌پژوهی جهان اسلام در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد.