English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
سه شنبه ٠٥ ارديبهشت ١٣٩٦
پدر فکری طالبانيسم
پدر فکری طالبانيسم تاریخ ثبت : 1385/01/21
طبقه بندي : ,,
عنوان : پدر فکری طالبانيسم
نويسنده : محمد عجم
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : باشگاه انديشه
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : <#f:1067/>
متن : <#f:1066/>
:

افکار و عقاید ابن تیمیه پدر فکری مکتب زرقاوی*
انتشار افکار وهابیون تندرو در میان فقهای تندرو و میانه رو و مردم عادی، ما را بر آن داشت تا به بازخوانی افکار ابن تیمیه پدر ورهبر معنوی این ایده بپردازیم .(1)
افکار ابن تیمیه روشن و صریح است او با عقل بکلی مخالف است و خواستار الغاء عملکرد عقل از تمام شئون زندگی است و با فکر کردن و اندیشیدن دشمن است مگر اینکه آن فکر و اندیشه در راستای تایید نقل و احادیث باشد.او در این زمینه می گوید: دلایل عقلی درست وقتی قابل شنیدن است که مخالف اخبار انبیاء نباشد. و فکر و عقلی که با اخبار و احادیث مخالف باشد نه عقل است و نه فکر (2)
پس دلایل عقلی در مقابل دلایل نقلی بی ارزش هستند. ابن تیمیه با این گفتار راه را بر عقل و اندیشه گرفته و عملا دعوت به جمود و تحجر فکری می کند و برای فکر خطوط قرمز زیادی تعیین می کند. و می گوید سلف صالح به نیابت از ما اسلوبها و روشها را تعیین نموده و ما باید تبعیت و تقلید نماییم (3)، ما باید تماما در خط و اسلوب و کردار و گفتار سلف صالح راه برویم و نقش ما تبعیت است و این به نفع ما است حتی ممکن است از نظر ظاهر هم نفع و سودی در تقلید و انجام یک تکلیف وجود نداشته باشد با این وجود ملزم به تبعیت هستیم برای اینکه این تبعیت ما را نزدیک به انبیا می کند چنانچه می گوید «ولهذا نحن نتنفع بنفس متابعتنا لرسول الله (ص) والسابقين من المهاجرين والأنصار، في أعمال لولا أنهم فعلوها لربما قد لا يكون لنا فيها مصلحة، لما يورث ذلك من محبتهم، وائتلاف قلوبنا بقلوبهم، وإن كان يدعونا إلى موافقتهم في أمور أخرى إلى غير ذلك من الفوائد» (4) واضح است که این کلام دشمنی با هرگونه تفکر است برای اینکه فاصله ما با زمان صحابه و با زمان ابن تیمیه متفاوت است و نیازها ی عصر ما با آن دوره فرق می کند.
(مرگ 728ه)، در واقع او تمامی نمادها و مظاهر زندگی این عصر را نفی می کند. از جهت دیگر تیمیه مسلمانان را فرا می خواند که تمامی روابط خود را با کفار قطع کنند و در تمامی امور با آنها مخالف باشند و می گوید : «كذلك قد نتضرر بموافقتنا الكافرين في أعمال، لولا أنهم يفعلونها لم نتضرر بفعلها.. فتكون موافقتهم دليلا على المفسدة ومخالفتهم دليلا على المصلحة»(5).به عبارت دیگر مسلمانان هیچ یک از ساخته های فیزیکی و فکری کفار را نباید بکار گیرند حتی اگر این بضرر مسلمین باشد. بنظر او مهمترین مصلحت در این است که با آنها مخالف باشیم. برای اینکه در کارهای کفار مصلحتی بنفع ما نیست و می گوید : «وحقيقة الأمر: أن جميع أعمال الكفار، وأموره لابد فيها من خلل يمنعها أن تتم له منفعة بها. ولو فرض صلاح شيء من أموره على التمام، لاستحق بذلك ثواب الآخرة. ولكن كل أموره إما فاسدة أو ناقصة»(6). در یک مورد از این شیخ الاسلام سوال می شود که: « رای علما در خصوص قومی از اهل ذمه که مجبور شده اند لباسی غیر از لباس عادی و بومی خود بپوشند. مثلا آنها را سلطان مجبور کرده که از عمامه مسلمین استفاده نکنند،و این باعث آزار و اذیت آنها و همچنین ضرر کاسبکاران مسلمان شده است آیا امام برگشت آنها به لباس محلی را مجاز می دارد؟ . جواب ابن تيمية منفی است : «فجاءتني الفتوى فقلت لا يجوز إعادتهم إلى ما كانوا عليه ويجب إبقاؤهم على الزي الذي يتميزون به عن المسلمين. فذهبوا ثم غيروا الفتي، ثم جاءوا بها في قالب آخر، فقلت: لا تجوز إعادتهم، فذهبوا، ثم أتوا بها في قالب آخر، فقلت: هي المسألة المعينة وإن خرجت في عدة قوالب» (7) این سوال را در قالبهای مختلف پرسیده اند و هربار شیخ برجواب منفی خود اصرار ورزیده است . طرح سوال بصورتهای مختلف از جانب سوال کنندگان نشانگر عدم اغنای آنها است و اصرار شیخ بر جواب منفی نیز نشانگر ماهیت تعصب آمیز و تندرو و غلو ایشان در افکار را نشان می دهد. زیرا برای او مهم نیست که غیر مسلمان اذیت و آزار می شود و مسلمان نیز ضرر اقتصادی می بیند. او با این کار، افکار تندروانه و نژادپرستانه و کراهیت را مورد تایید قرار می دهد. چرا؟ او خود پاسخ می دهد: «أما ما يرويه بعض العامة عن النبي (ص) أنه قال «من أذى ذميا فقد أذاني» فهو كذب على رسول الله (ص) ولم يروه أحد من أهل العلم»(8). اینکه بعضی افراد از پیامبر نقل کرده اند که هرکس ذمی را آزار دهد مرا آزار داده است این یک کذب است پس چون پیامبر این حرف را نزده است و در سند دیگری هم نقل نشده است پس آزار غیر مسلمان بر ما گناه و جنحه ای ندارد. او با این شیوه تمامی نص های دینی در خصوص مسامحه و تسامح با غیر مسلمانان را رد می کند و بر افکار تندروانه خشونت و قتل و غارت ادامه می دهد. ابن تيمية در واقع دارای ترازوی و سنگ محک متفاوتی است . ترازوی برخورد با کفار و ترازوی برخورد با مسلمین او حتی برخورد تبعیض آمیز و نژادپرستانه را جایز می شمارد. او هرگاه با حدیثی روبرو می شود که مخالف ایده های تندروانه او است آنها را منکر می شود و در مورد آیات قرآنی که با افکار او سازگار نیست به تفسیر و تاویل روی می آورد.

شاگرد او ابن القيم الجوزي روایت کرده است: «يروي أن شيخه بحث مع قوم فاحتجوا عليه بحديث أنكره. فلما أظهروه له بالنقل أي أتوا بأسانيد تؤكد الحديث ووقف عليه. ألقى المجلد من يده في غضب(9). أما إذا كان النص الديني قرآنيا، بحيث تنعدم إمكانية فقيهنا في إنكاره، فإنه كان يلتجئ إلى أسلوب التأويل، ليستخلص منه ما يدعم آراءه ومواقفه: یک نمونه از این تفسیرها : وزیر تاتار در اینکه یهودیان می توانند بر دین خود باقی بمانند به این آیه استناد کرد «قل يا أيها الكافرون لا أعبد ما تعبدون ولا أنتم عابدون ما أعبد ولا أنا عابد ما عبدتم ولا أنتم عابدون ما أعبد لكم دينكم ولي دين» و این آیه از محكمات است و منسوخ نیست. ولی او با آنها در مورد تفسیر این آیه به جدل برخواست و گفت :وأخبرهم أنهم كافرون يخلدون في النار»(10) ابن تيمية به آزادی اعتقاد و دین باور ندارد و می گوید: من لا يدين بدين الإسلام فهو إما كافر أو منافق «ومنذ أن بعث الله عبده ورسوله محمد (ص) وهاجر إلى المدينة صار الناس ثلاثة أصناف: مؤمن، منافق وكافر»(11)، او تنها به این تقسیم بندی قائل نیست بلکه خون غیر مسلمان را منافق و کافر را حلال شمرده و حتی در این راه دسته دیگری از مسلمانان که از شیوه و روش او پیروی نمی کنند را نیز در زمره منافقان و کافران قرار می دهد. فالكافرون به أباح أنفسهم التي لم يعبدوه بها وأموالهم التي لم يستعينوا بها على عبادته لعبادة المؤمنين الذين يعبدون» (12) و ابن تيمية از نظر شرعی و ديني قتل وسلب واغتصاب و مصادره اموال و آزار زنان و کودکان و ..، را حلال اعلام می کند. برای شيخ ما دو چاره بیشتر نیست : إما اعتناق الإسلام وإما إباحة الأنفس والأموال والأولاد «فكل من بلغته دعوة رسول الله إلى دين الله الذي بعثه فلم يستجب فإنه يجب قتاله» (13)، ثم «ومن عمل في الأرض بغير كتاب الله وسنة رسوله فقد سعى في الأرض فسادا» (14). اما در مورد مسلمانان مانند شیعه برحسب ابن تيمية، كفر آنها بزرگتر و گناه آنها عظیم تر از کفار اصلی است ( أكبر من كفر الكافر الأصلي) ، وإثمهم أعظم من إثمه بل حتى عقابهم أشرس من عقاب الكفار الأصليين «فإن جميع هؤلاء (يقصد الخوارج والشيعة) الكفار أكبر من اليهود والنصارى (15)
ابن تیمیه نه برای فکر و نه برای فرهنگ و هنر احترامی قائل نیست . تخریب آثار هنری و باستانی افغانستان و یا تخریب اماکن مقدسه که علاوه بر تقدس جنبه هنری و علمی دارد نیز برای آنها اهمیت ندارد . و آنها را نفی می کند
از او سوال شده « چه می گویند حضرات علماءو أئمه دين در خصوص تاتارهایی که به شام می آیند و شهادتين می گویند و خود را به اسلام منتسب می کنند آیا واجب است قتل آنها یا خیر ؟ جواب: «الحمد لله رب العالمين، نعم يجب قتال هؤلاء بكتاب الله وسنة رسوله واتفاق أئمة المسلمين»(16) با وجود اینکه در سوال مشخص است که آنها اسلام آورده اند ولی با این وجود «شيخ الإسلام» فتوای قتل آنها را صادر می کند، ابن تيمية حتی منکر درستی این حديث از پیامبر می شود «لا يحل دم امرئ مسلم يشهد ألا إله إلا الله، وأني رسول الله إلا بإحدى ثلاث: الثيب الزاني، والنفس بالنفس والتارك لدينه المفارق للجماعة» .پایان متن ( الاحداث المغربیه ).
سلفی های جهادی مانند زرقاوی متاسفانه همان دیدگاه سنتی ابن تمیمه را در حال حاضر میراث داری می کنند بطوریکه آنها مسولئیت شرورترین حادثه سالهای اخیر یعنی انفجار حرم امام موسی کاظم و امام عسکری در سامراء را بر عهده گرفتند و قول تخریب سایر اماکن مقدسه را نیز دادند آنها قبلا نیز در توجیه جنایاتی مانند حمله انتحاری و کشتار هزار نفر در پل کاظمیه طی اطلاعیه ای تاکید کرده بودند که :
بزرگان ما خط‌مشي روشن را در مورد شیعه در اختيار ما گذاشته و پرده از اين قوم برداشته‌اند تا جايي كه امام البخاري مي‌گويد: در پشت سر شيعه، يهود و مسيحي نماز نخوانيد، به آنها سلام ندهيد، با آنها ازدواج نكنيد و از گوشت ذبح‌شده توسط آنان نخوريد. (خلق افعال العباد ص 125) همانطور که بزرگان ما از جمله شيخ‌الاسلام ابن تميمه گفته است «به اين دليل که شیعیان با كفار عليه مسلمانان همكاري مي‌كنند و آنها از بزرگ‌ترين اسباب حمله چنگيزخان به سرزمين‌هاي اسلامي و آمدن هولاكو به عراق و اشغال حلب و صالحيه بودند و از اين رو هنگام عزيمت به مصر، پادگان‌هاي مسلمانان را ويران كردند و راه را بر روي مسلمانان بستند و به اين دليل با تاتار و فرانسوي‌ها عليه مسلمانان همكاري كردند و از پيروزي اسلام خشمگين و ناراحت مي‌شدند. درواقع آنان طرفداران يهود و مسيح و مشركان هستند و قلب‌هايشان مملو از كينه و خصومت با مسلمانان است. همچنين از بزرگ‌ترين عبادت‌ها نزد آنها، لعنت فرستادن بر اولياءالله در ميان مسلمانان است و حريص‌ترين مردم در جدايي افكندن بين مسلمانان هستند و عالي‌ترين اصول آنها، كفرگويي، لعنت و دشنام به علماي مسلمان و خلفاي راشدين است و اعتقاد دارند، هيچ جايي براي كساني كه به امام معصوم (دوازده امام) ايمان ندارند، وجود ندارد.
شيعيان، قوم و حكومت تاتار را دوست دارند، زيرا از اين حكومت، بزرگي و عزتي كسب كردند كه در دولت مسلمان از آن برخوردار نشده بودند. آنها از بزرگ‌ترين همكاران اين قوم براي حمله به سرزمين‌هاي مسلمان و قتل عام مسلمين بوده‌اند و ماجراي ابن‌العلقمي و امثال آن با خليفه و قضيه مشهور آنها در حلب، براي همه مردم شناخته شده است. همچنين در صورت پيروزي مسلمانان بر كفار و مسيحيان، شيعيان غمگين و در صورت پيروزي مشركان و مسيحيان بر مسلمانان، آنها شادمان و مسرور مي‌شدند» (الفتاوي جزء 28، صفحات 478 الي 527). سبحان‌الله! مانند اينكه برايشان جزييات امور غيبي كشف و برايش روشن شده است.
امام احمد نيز مي‌گويد: از كسي كه به ابوبكر و عمر و عايشه دشنام مي‌گفت، علت امر را پرسيدم، جواب داد: آنها مسلمان نيستند. امام مالك مي‌گويد: كسي كه به اصحاب رسول(ص) دشنام مي‌گويد، در اسلام سهم و نصيبي ندارد. (كتاب السنه رقم 779). الفاريابي نيز مي‌گويد: «هيچ شيعه‌اي جز اينكه كافر بوده، نديده‌ام». (اللالكائي، جزء 8، صفحه 1545). اين حزم هنگامي كه ادله‌اي درباره اقدام يهوديان و مسيحيان در جعل كردن تورات و انجيل ارايه داد، آنها كه هيچ‌گونه پناهي نيافتند، تنها گفتند كه شيعيان نيز قرآن را جعل مي‌كنند. همچنين وي (ابن حزم) گفت كه شيعيان، مسلمان نيستند و تنها خط‌مشي يهوديان و مسيحيان را در كفر و دروغ دنبال مي‌كنند.
ابن تميمه مي‌گويد: «از اين رو معلوم مي‌شود كه آنها شرور و از طرفداران هواي نفس هستند، كه قتل آنها از خوارج، واجب‌تر است و اين دليل سخني است كه در بين عموم رواج يافته و مي‌گويند كه اهل بدعت، شيعيان هستند. به طور كلي در نزد عموم، اين طور است كه هر مخالف سني، شيعه نام دارد، زيرا با سنت رسول خدا(ص) و مباني اسلام دشمني مي‌كند» (جزء 28 ص 428).
وي (ابن تميمه) در ادامه گفته است كه چنانچه اهل سنت متفق‌القول‌اند، اگر مبارز مسلمان، به سمت قتل دشمن پيش نرود، كشته خواهد شد. پس به طريق اولي، قتل اين گروه خارج از اسلام و دشمن خدا و رسول(ص) لازم است. (جزء 4 ص 251).
با وجود اين مسلمانان مي‌دانند كه ما نخستين كساني نيستيم كه در اين مسير گام برمي‌داريم و سلاح علیه آنها در دست گرفته‌ايم. درواقع آنها (شيعيان) پيشتر مبلغان اسلام و مجاهدين را به قتل رسانده‌ و از پشت به آنها خنجر زده‌اند، در حالي كه اين عمل آنها در سكوت جهانيان و حتي برخي از طرف‌هاي سني بوده است. همچنين آنها خاري در چشمان مجاهدين و خنجري عليه آنها بوده‌اند. ليكن مردم مي‌دانند، مجاهداني كه در خلال جنگ كشته شدند، توسط همين افراد به قتل رسيده‌اند. اين زخم همچنان در حال گسترش است و آنها با خنجرهاي كينه و نيرنگ در طول شب و روز در حال فعاليت هستند. بر اساس اینگونه تفکرات است که صدها نفر شیعه از کودک و زن و مرد به مناسبتهای مختلف قربانی این تفکرات جاهلانه شده اند البته سنی های معتدل تر نیز از جنایات این گروه افراطی مصون نمانده اند.
بطور مثال در تاریخ 11/3/84 جريان طالبان و وهابيت، «ملا عبدالله فياض»، عالم برجسته قندهار را به جرم همكاري با دولت كرزاي ترور كردند و و روز بعد در مجلس فاتحه او، يك اقدام انتحاري صورت دادند كه منجر به كشته شدن دست‌كم بيست نفر شد.
اين نخستين بار است كه وهابي‌هاي افراطي و طالباني بطور آشکارا سني‌هاي معتدل را از میان بر می دارند . اين قبيل اقدامات بیشتز بر ضد شيعيان در عراق و پاكستان انجام می شد .
مهم اين است كه سنيان معتدل و واقعگرا نيز از دست اقدامات در امان نخواهند بود. در عراق هم طي ماه‌هاي گذشته برخي از روحانيون سني كه تمايل به مذاكره با دولت را داشته‌اند، كشته شده‌اند. در اين حوادث معمولا افراطيون سني تلاش كرده‌اند آن اقدامات را بر عهده سپاه بدر بگذارند. اما اكنون با عمليات انتحاري كه در قندهار صورت گرفت و با بعضی اعمال دیگر آنها علیه سنی ها ، مي‌توان يقين كرد كه در عراق هم طرفداران زرقاوي نمي‌توانند سنيان معتدل را تحمل كنند و به همين دليل روحانيون متمايل به مذاكره با دولت را ترور كرده با يك تير، دو نشان مي‌زنند. هم آنها را از سر راه برمي‌دارند و هم مسئوليت آن را بر عهده سپاه بدر و شيعيان مي‌گذارند.
وهابيت، به عنوان یکی از تاثير گذار ترين باور ها در دو دهه اخیر، تفسیر جدیدی از اسلام سنی است که عبدالوهاب سردمدار آن بود. وی طرفدار وبسط دهنده اندیشه های ابن تيميه بود و بر اساس بنيان هاي فكري او مكتب وهابيت بنا شد .ابن تيميه در سال 1263 ميلادي در حران از شهرهاي تركيه كنوني بدنيا آمد و در سال 1328 ميلادي بعد از 65 سال مبارزه و تعليم و تعلم وفات يافت.از جمله ويژگي هاي ابن تيميه، جسارتش در ارايه عقايد و باورهايش بود وی نقش بسيار برجسته اي در پيروزي سپاه مماليك مصر بر خيل مغولان بر عهده داشت.ابن تيميه در فقه حنبلي خيلي زود به مقام اجتهاد رسيد ولي در ارايه فتاوا هرگز خود را محدود به فقه حنبلي نمي كرد و حتي بسياري از فتاواي وي مطابق هيچيك از مذاهب اربعه اهل تسنن يعني حنبلي، شافعي، مالكي، حنفي نبود. يكي از نخستين آثار او كتاب "العقيده الحمويه الكبري" بود كه به نوعي خرق عادت در ميان سنيان محسوب مي شد.وي در اين كتاب به نقد و رد بسياري از عقايد كلامي اشاعره پرداخته و نسبت به سستي و ضعف آن باورها معترض بوده است.
 ابن كثير در شرح باور هاي ابن تيميه پيرامون زيارت قبر رسول خدا(ص) مي گويد: اين تيميه زيارت قبر رسول خدا(ص) را بکلی منع نكرده، بلكه مجرد قصد رفتن به زيارت را منع كرده است، يعني اگر كسي بدون قصد زيارت به قبر حضرت برود به واسطه اينكه ميرويم تا در مسجد النبي نماز بخوانيم و در آنجا قبر را زيارت كند مانعي ندارد.
 % تروریستهایی که بعد از حوادث 11 سپتامبر تحت تعقیب پلیس بین الملل قرار گرفته اند از منطقه مغرب عربی هستند و بنابر این واحدهای ضد تروریست آمریکا و اروپا توجه خاصی را به مطالعه ریشه های تروریزم در مغرب مبذول داشته اند آنها به ترتیب 1- سلفی گرایی 2- نقش مساجد و وعاظ 2- نقش مدارس و شیوه آموزش و تعلیم 3- نقش احزاب اسلام گرا 4- فقر و بیکاری 5 - وضعیت نظام حکومتی و بی عدالتی و تضاد طبقاتی را در مورد ریشه یابی علت جذب جوانان به گروههای سلفی جهادی مورد بررسی قرار داده اند . اسلام گرایی در مغرب عربی ریشه های عمیقی دارد وهابيت و سلفی گرایی هم با استفاده از همین شرایط مساعد و علایق مردم به اسلام توانسته است در این کشورها به نیروی قدرتمندی تبدیل شود. اخیراٌ وزارت اوقاف و وزارت کشور در دولتهای منطقه شمال آفریقا موظف شده اند برای تمامی مساجد و امامان جماعت و جمعه شناسنامه اطلاعاتی باز کنند تا دریابند کدامیک به جماعتهای سلفی جهادی وابستگی دارند. و بر این نکته تاکید شده است که مساجد باید از سیاست دوری گزیده و فقط به معنویات نظر داشته باشد. احمد توفيق، وزير اوقاف و شئون اسلامي از روحانيان درمغرب و سایر کشورهاي اسلامي خواست تا دمکراسي را به عنوان امري اجتناب ناپذير در مبارزه با ريشه هاي افراط گرايي مذهبي بپذيرند. وي از افراط گرائي ديني به عنوان يكي از اين خطرات نام برد و گفت در سالهاي اخير بسياري از كشورهاي اسلامي از جمله مغرب (مراكش) شاهد قتل شهروندان خود به دست گروههاي افراطي بوده اند كه به نام دين عمل مي كنند.

امام خمینی و همچنین علمای شیعه در ایران و عراق تلاش زیادی کردند که از انديشه هاي و سوء تفاهم های تاریخی را که موجب افکار ضد شيعي وهابيان شده و در دشمني با شيعيان به آنها استناد مي كنند را برطرف سازند تا هم شیعه و هم سلفی ها یکدیگر را بر اساس شرایط امروز از نو بازشناسی نمایند و از قالب های کلاسیک خارج شوند. اما متاسفانه انديشه هاي افراطي ووهاب گونه امثال زرقاوي ريشه در روحیه تکفیری دارد و حاضر نیست شرایط امروزی را مورد مطالعه قرار دهد. البته افراط گري علی رغم مخالفت بعضی از بزرگان شیعه در بين بعضي ازشيعيان نیز وجود دارد كه مورد سوء استفاده دشمنان اسلام نيزقرار مي گيرد آيت‌الله سيدمحمدباقر درچه‌اي را مي‌توان از برجسته‌ترين فقهايي دانست كه در دو قرن اخير، از اقدامات افراطي و غلوآميز، انتقاد كرده است.
شيعه در طول تاريخ خود مظلوم بوده است ، چه به لحاظ تفسير غلطي كه ازعقايدش توسط بعضي از علماي صاحب فتوا شده است و چه از ناحيه حكومتگراني كه ادعاي مسلمان بودن داشته اند وهرمخالفتي را به بهانه پيروي از ائمه معصومين سركوب مي نموده اند. جنايات صدام درقبال شيعيان برای هیچکس قابل كتمان نيست ، اين جنايات به قدري وحشتناك وفجيع است كه هنوز كابوس هاي شبانه ملت مظلوم عراق (چه شيعه ،چه سني ، چه كرد وچه عرب ... ) است اگر چه شيعيان بدليل عقايدشان و يكي بودن اين عقايد باايرانيان دچار ظلمي چند برابر گرديده اند. چندصد هزار شيعه عراقي به طرز وحشتناكي كشته شده اند كه هنوز اجساد آنان پيدا نشده است ، اين شبهات نيز چيز تازه ايي نيست كه توسط زرقاوي كشف وابراز شده باشد ، صدها سال است كه شيعه مورد اتهام قرار گرفته ومي گيرد وعلماي بزرگوار شيعه وبعضا” علماي اهل سنت به پاسخگويي ورفع اين شبهات پرداخته اند .

 * به نقل از احداث مغربیه پر تیراژترین روزنامه مراکش

 منابع:

http://www.ahdath.info/article.php3?id_article=15860
مفهوم الاختلاف عند ابن تيمية أو فقه التكفير ونبذ التفكير .
احداث مغربیه 26 فبراير 2006- محمد نيات

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 3529 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • هنرنمايي گروه موسيقي «شبديز» بوشهر در كشورهاي اسكانديناوي
    گروه موسيقي «شبديز» بوشهر، اعزامي از سوي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، جشن‌هاي نوروزي ايرانيان كشورهاي 4گانه اسكانديناوي (دانمارك، سوئد، فنلاند و نروژ) را لبريز از حرارت جنوب ايران كرد.

  • ديدار نوروزي ابراهيمي‌تركمان با كاركنان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي
    ديدار نوروزي ابوذر ابراهيمي‌تركمان، رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي صبح امروز، 15 فروردين‌ماه با كاركنان اين سازمان برگزار شد.

  • مراسم افتتاحيه ششمين دور گفت‌وگوي ديني ايران و كليساي ارتدكس يونان
    ششمين دور نشست ديني مركز بين‌المللي گفت‌وگوي اديان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و كليساي ارتدوكس يونان با موضوع «عقلانيت ديني؛ راهكار مقابله با خشونت و افراط‌گرايي»، دوشنبه 2 اسفند در محل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي آغاز شد.

  • آيين افتتاحيه هفته فرهنگي ايران در تركمنستان
    آيين افتتاحيه هفته فرهنگي ايران با حضور رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وزير فرهنگ تركمنستان و همچنین مقامات رسمی محلی و دیپلمات‌های مقیم این کشور، بعد‌ازظهر ديروز (دوشنبه 18 بهمن) در محل كاخ مقاملار مركز فرهنگي دولتي تركمنستان در عشق‌آباد برگزار شد.

  • آيين اختتاميه نخستين اجلاس گفت‌وگوهاي فرهنگي ايران و جهان عرب
    آيين اختتامیه نخستین اجلاس بین المللی گفت‌وگوهای فرهنگی ایران و جهان عرب چهارم بهمن ماه با حضور نمایندگانی از ده کشور عربی در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.